خوشنویسی -هنر-حیدرامیرپور سلام عزیزان بازدید کننده ممنون از اینكه از وبلاك خوشنویسی -هنر- حیدر امیرپور دیدن میفرمائید باتشکر امیرپور tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com 2019-01-23T18:34:22+01:00 mihanblog.com خوشنویسی 2019-01-23T04:45:19+01:00 2019-01-23T04:45:19+01:00 tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com/post/13614 حیدر امیرپور ]]> خوشنویسی 2019-01-23T04:44:56+01:00 2019-01-23T04:44:56+01:00 tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com/post/13613 حیدر امیرپور ]]> رازی که «حسین محب اهری» در آخرین روزها به «رضا رفیع» گفت 2019-01-23T04:42:07+01:00 2019-01-23T04:42:07+01:00 tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com/post/13612 حیدر امیرپور رازی که «حسین محب اهری» در آخرین روزها به «رضا رفیع» گفت ساعت 24- رضا رفیع در مراسم هفتم حسین محب اهری بیان کرد: آخرین بار که ایشان را دیدم می‌گفت رفیع جان در هفته‌ای که بیمارستان بودم به رازی دست پیدا کردم اما آن روز به دلیل حضور دیگران حرفی به من نزد و گفت بعدا می‌گویم. دوباره وقتی در بیمارستان بستری شدند به دخترشان گفتند به من بگوید آن راز این است که مرگ را در آن هفته که بی

رازی که «حسین محب اهری» در آخرین روزها به «رضا رفیع» گفت

ساعت 24- رضا رفیع در مراسم هفتم حسین محب اهری بیان کرد: آخرین بار که ایشان را دیدم می‌گفت رفیع جان در هفته‌ای که بیمارستان بودم به رازی دست پیدا کردم اما آن روز به دلیل حضور دیگران حرفی به من نزد و گفت بعدا می‌گویم. دوباره وقتی در بیمارستان بستری شدند به دخترشان گفتند به من بگوید آن راز این است که مرگ را در آن هفته که بیمارستان بودم تجربه‌ کردم. تجربه شیرین باز شدن مسیری پر از نور که حس پرواز داشتم و نمی‌خواستم برگردم.

رضا رفیع در مراسم هفتم حسین محب اهری بیان کرد: آخرین بار که ایشان را دیدم می‌گفت رفیع جان در هفته‌ای که بیمارستان بودم به رازی دست پیدا کردم اما آن روز به دلیل حضور دیگران حرفی به من نزد و گفت بعدا می‌گویم. دوباره وقتی در بیمارستان بستری شدند به دخترشان گفتند به من بگوید آن راز این است که مرگ را در آن هفته که بیمارستان بودم تجربه‌ کردم. تجربه شیرین باز شدن مسیری پر از نور که حس پرواز داشتم و نمی‌خواستم برگردم.

مراسم هفتمین روز درگذشت حسین محب اهری، سه شنبه ـ دوم بهمن ماه ـ ساعت ۱۴ در مسجد بلال سازمان صداوسیما برگزار شد.
در این مراسم امیر قمیشی (تهیه‌کننده تلویزیون)، رضا پورحسین (قائم مقام سیما)، رضا رفیع (مجری و طنزپرداز)، اصغر همت و بیژن افشار (بازیگر)، محمد کدخدایی(بازیگر مبصر کلاس پنج ساله)، محمد جعفر محمدزاده (مدیر رادیو ایران)، مریم کاظمی(کارگردان و بازیگر )، مهدی توکلی زاده (مدیر تامین شبکه نسیم)، محمد احسانی (مدیر شبکه نسیم)، مجید زین العابدین(مدیر شبکه یک)، حجت الاسلام و المسلمین موسوی مقدم (قائم مقام سازمان صدا و سیما)، حمید شاه آبادی (معاون صدا)، علی فروتن و حمید گلی (عموهای فیتیله‌ای)، مجید یراقبافان (مجری)، فرحناز منافی ظاهر (بازیگر) و .... حضور داشتند.
رضا رفیع که اجرای مراسم را بر عهده داشت، بیان کرد: کسی که عمری مردم را به لبخند و شادی دعوت کرده قطعا روحش شاد است. محب اهری درس اغتنام فرصت زندگی را به من داد. او زندگی را مزه مزه کرد و این مسئله توصیه همه اولیای ماست.
او با بیان اینکه قدر زندگی را بدانید، اظهار کرد: شاید این روحیه مقاوم حسین محب اهری باعث شد که ۱۷ سال پنجه در مرگ بیفکند و غلبه لبخند را داشته باشد. روحش شاد.
این مجری با بیان اینکه در دعوت نامه مراسم هفتمین روز درگذشت حسین محب اهری شعری از خیام با این مضمون «ای دوست بیا غم فردا نخوریم وین یک دم عمر را غنیمت شمریم‌....» نوشته بودند، گفت: همه ما در پیشگاه احدیت یکسان خواهیم بود و فرقی ندارد چه زمانی فوت کنیم. گذشته‌ها گذشته و آینده‌ها هم هنوز نیامده است. فرصت ماضی و آینده را غنیمت بشماریم. در عمل و خدمت در کارهای خیر از فرصت‌ها به نحو احسنت استفاده کنیم تا نامی مثل محب اهری برایمان بماند.
او ادامه داد: حسین محب اهری اسم قشنگی داشت و نام خود را دوست داشت. از بچگی ما محب اهری در برنامه های تلویزیون حضور داشت. او محب حسین هم بود. امیر قمیشی تهیه کننده تلویزیون تعریف می کرد که محب اهری به هیات ثارالله آمد و در آشپزخانه می گفت در کودکی زمانی که به هنگام تماشای تعزیه، شمر خیز برمی‌داشت به سمت امام حسین(ع)، به سمت او هجوم می آوردم و نمی‌گذاشتم این کار را بکند. از آن زمان حس دوست داشتن امام حسین(ع) در دلم به وجود آمد.
رفیع در ادامه مراسم پیام تسلیت علی لاریجانی (رییس مجلس )، عبدالعی علی عسکری(رییس سازمان صدا و سیما)، رییس دفتر ریاست جمهوری و مرتضی میرباقری ( معاون سیما) را خواند.
او ادامه داد: محب اهری یکی از هنرمندانی بود که جنبه نوستالژیک داشت. ما کودکی مان را در زمان جنگ تحمیلی با ایشان طی کردیم. حس می‌کنم ایشان در سنگری دیگر خدمت می‌کردند و با برنامه هایشان در تلویزیون باعث شادی مردم بودند و حتی باعث شادی رزمندگانی که به خانه می آمدند، می شدند. عزیزانی در جبهه و برخی با قلم، دوربین و فعالیت هنری، خون خود را اهدا می کردند.
در ادامه مراسم میثم تربیتی (مداح اهل بیت و تهیه‌کننده تلویزیون) مداحی کرد.
سپس رضا رفیع گفت: همه به روحیه شاد و دل انگیز محب اهری گواه می‌دادند و با اینکه دکترها او را جواب کردند، روحیه او شاد بود. این مساله نشانه انسانی است که نیاز نیست بترسد زیرا یک عمر خدمت و کار خوب انجام داده و مردم را شاد کرده است. شاد کردن مردم بالاترین خدمت نزد خداست.
او با بیان خاطره‌ای اظهار کرد: محب اهری لیسانس ادبیات داشت. به شعر علاقه‌مند بود و به من هم محبت داشتند. آخرین بار که ایشان را دیدم می‌گفت رفیع جان در هفته‌ای که بیمارستان بودم به رازی دست پیدا کردم اما آن روز به دلیل حضور دیگران حرفی به من نزد و گفت بعدا می‌گویم. دوباره وقتی در بیمارستان بستری شدند به دخترشان گفتند به من بگوید آن راز این است که مرگ را در آن هفته که بیمارستان بودم تجربه‌ کردم. تجربه شیرین باز شدن مسیری پر از نور که حس پرواز داشتم و نمی‌خواستم برگردم. او به این برداشت رسیده بود که قدر لحظات زندگی را بدانید و زندگی را مزه مزه کنید. خدایش بیامرزد و قرین رحمت الهی باشد.
در پایان مراسم هفتمین روز درگذشت حسین محب اهری نیز مداحی اهل بیت (ع) و سخنرانی مذهبی انجام شد.

]]>
خوشنویسی 2019-01-21T19:06:46+01:00 2019-01-21T19:06:46+01:00 tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com/post/13611 حیدر امیرپور ]]> خوشنویسی 2019-01-21T19:06:15+01:00 2019-01-21T19:06:15+01:00 tag:http://khoshnevissi.mihanblog.com/post/13610 حیدر امیرپور ]]>