LOGO

خوشنویسی -هنر-حیدرامیرپور
سلام عزیزان بازدید کننده
ممنون از اینكه از وبلاك خوشنویسی -هنر- حیدر امیرپور دیدن میفرمائید
باتشکر امیرپور
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px
  • banner 240x80px

یک همراهی غیرمعمول در دوران تبعیض نژادی

درباره «کتاب سبز،» فیلم دراماتیک تازهای از پیتر فاره لی

یک همراهی غیرمعمول در دوران تبعیض نژادی

فرهنگی /
شناسه خبر: 429827

«کتاب سبز» که اخیراً توسط نهاد «بورد ملی ارزشگذاری فیلم» در امریکا به‌عنوان بهترین فیلم سال (2018) جهان انتخاب شد و برای فتح شماری جوایز اسکار، گولدن گلوب، بافتا و سزار هم بخت‌هایی دارد، داستان یک همراهی ویژه و نشانگر تبعیض نژادی در این کشور در یکی از بدترین دوران‌های امریکا و اوج ستیزه‌جویی سفیدها با سیاهپوستان در دهه 1960 است.

مشخصات فیلم
 عنوان: «کتاب سبز»
محصول: کمپانی‌های امبلین، پارتی سیپنت و سینه تیک مدیا
تهیه‌کنندگان: جیم برک، برایان هیز کوری، استیون فارنت، کوامی پارکر و جان اسلاسی.
سناریست ها: نیک واله‌ لونگا، برایان هیز کوری و پیتر فاره‌لی
کارگردان: پیتر فاره‌لی
مدیر فیلمبرداری: شون پورتر
تدوینگر: پاتریک جی دان ویتو
موسیقی متن: کریس بودرز
طول مدت: 130 دقیقه
بازیگران: ویگو مورتنسن، ماهرشالا علی، لیندا کاردلینی، دیمیتر مارینوف، مایک هاتون، اقبال تبا   و   سباستین مانیس کالکو
وقتی در سال 1962 دان شرلی با بازی ماهرشالا علی که یک پیانیست سیاهپوست مطرح زمانش بود، تصمیم به سفر در سطح ایالات جنوبی امریکا و اجرای کنسرت‌های موسیقی در این مناطق گرفت، برای رهایی از دردسرهای احتمالی یک راننده و بواقع بادیگارد امریکایی- ایتالیایی به نام فرانک آنتونی واله لونگا را استخدام کرد و «Green Book» داستان این همراهی غیرعادی در زمانه‌ای سخت و در شرایطی است که امریکای پرتنش تاب تحمل امثال مارتین لوتر کینگ و مالکوم ایکس را نداشت و نقشه محو‌ آنها را از صحنه می‌کشید و ترور کینگ که محصول این رویکرد بود، امریکا را به یک نقطه بارز از تشنج و ناامنی کشاند و زخم‌های موجود اجتماعی را عملاً تا امروز استمرار بخشید.
ویگو مورتنسن هنرپیشه 60 ساله دانمارکی- امریکایی که هنوز به خاطر سه گانه  پرفروش «ارباب حلقه ها» محصول نیمه نخست دهه 2000 مشهور است و در «کتاب سبز» نقش واله‌ لونگا را بازی کرده است، می‌گوید وجه بارز این فیلم قرار دادن دو آدم در کنار یکدیگر است که کمترین سنخیت را با یکدیگر دارند اما پدیده زشت زمانه که همانا مظالم نژادی و کوبیدن سیاهان است، آنها را به سوی یک اتحاد غیرمعمول سوق می‌دهد.
ویگو مورتنسن در باره «کتاب سبز» می‌افزاید: این یک فیلم بسیار جدی و خطیر است و نه من و نه پیتر فاره‌لی (کارگردان فیلم) مایل نبودیم چیزی بسازیم که برخوردی از سر سهل‌انگاری با موضوع تبعیض نژادی داشته باشد. در این ارتباط حقایق صریح و تلخی در این فیلم وجود دارد که به هیچ روی نمی‌شد از به تصویرکشیدن آن پرهیز کرد و در غیر این صورت به مسیری ورود می‌کردیم که یقیناً چنین فیلمی از درون آن بیرون نمی‌آمد.
از کمدی به درام
واله لونگا که او را تونی لیپ هم صدا می‌زنند، تنها نمونه امریکایی ایتالیایی موجودی نیست که در زمان مورد بحث  یا زمان حاضر در نیویورک زیسته‌اند و از اینگونه کاراکترها. در آثار ادبی و سایر صور هنری فراوان بوده‌اند ولی برای پیتر فاره‌لی ورودی چنین عمیق به حیطه‌های تبعیض‌ نژادی و خشونت ورزی در حق رنگین پوستان فرایندی تازه است زیرا شهرت وی که با همکاری وی با برادرش بابی فاره‌لی حاصل آمده، محصول ساخت و ارائه فیلم‌های کمدی موفقی مثل «چیزی درباره مری» محصول 1998 و با بازی بن استیلر و کامرون دیاز در نقش های اصلی و همچنین «گیج و گیج‌تر» و «متمرکز بر تو» بوده است. این چرخه انتخاب‌ها و رویکردهای عجیب در گفت‌وگوهای مورتنسن و فاره‌لی قبل از شروع تهیه فیلم نیز جلوه گری‌هایی داشت زیرا وقتی فاره‌لی برای ایفای نقش خطیر واله‌ لونگا با مورتنسن تماس گرفت، این بازیگر به وی گفت با وجود این همه بازیگران خوب و پرسابقه که واقعاً ایتالیایی - امریکایی هستند  یا افراد دیگری که با موفقیت در این قالب فرو رفته‌اند، چرا او را برای این مهم انتخاب کرده است. فاره‌لی تسلیم این سؤال منطقی نشد و براساس آن تغییر عقیده نداد و خطاب به مورتنسن گفت که او را بهترین در این خصوص می‌انگارد.
چرا این طور فکر کنم؟
مورتنسن ادامه می‌دهد: من هنوز هم حرف‌های او را باور نداشتم و آن را بیشتر یک تعارف می‌دانستم. در نتیجه به سایر مواردی فکر کردم که در گذشته نقش‌هایی جدی و بشدت تخصصی را بازی کرده بودم. یکی از آنها در سومین مرتبه همکاری‌ام با دیوید کرانن برگ کانادایی و زمانی بود که او فیلم «یک روش خطرناک» را در دست ساخت داشت. در آن فیلم من نقش زیگموند فروید را در سنین 42 و 43 سالگی وی بازی کردم. در آن زمان هم تردیدهای اولیه خود را داشتم و این احساس را که او در انتخابش اشتباه کرده است. در بررسی مجدد به خود گفتم چرا این طور فکر کنم و مگر او همانی نیست که مرا در دو فیلم قبلی‌اش با نام‌های «سوءسابقه» (یا «تاریخچه خشونت») و «قول‌های شرقی» بخوبی هدایت کرده بود، پس چرا این بار به انتخاب و رویکرد وی شک کنم؟ در نهایت به فاره‌لی هم اعتماد کردم و به خودم گفتم اگر از منظر او بهترین فرد هستی، لابد هستی و در نتیجه راه مقرر را طی کن. اینک نیز خوشحالم که آن اتفاق افتاد و این راه را پیمودم و به نقطه فعلی رسیدم. در این میان یک اتفاق خوب هم افتاد و آن ملاقات و گفت‌وگوی من با نیک واله‌ لونگا پسر آنتونی واله لونگا بود که به‌عنوان یکی از سناریست‌های فیلم در تهیه آن مشارکت کرده بود و طبعاً می‌توانست تمام خاطرات و مسائل مهم و چیزهای لازم را به من انتقال بدهد و مرا به درجه‌ای برساند که ایفاگر موفق‌تر نقش واله لونگا باشم. البته در همان زمان هم می‌دانستم که کار سنگینی پیش روی من است زیرا این نقش بسیار متفاوت با اکثر نقش های قبلی من است.
در ساحل امن
قرار است «کتاب سبز» حامی سیاهان در قبال مظالم سفیدها باشد اما حتی در دقایقی که محاوره بین دو کاراکتر اصلی را شاهد هستیم، واله لونگا از انداختن متلک‌های گاه به گاه به دان شرلی غافل نمی‌ماند و اصولاً نحوه به تصویر کشیدن شخصیت تونی لیپ از جالب‌ترین نکات فیلم است. در این فیلم دراماتیک که گاهی گونه فیلمسازی کمدی- تلخ را به یاد می‌آورد، ویگو مورتنسن جای پای محکمی را نمی‌یابد زیرا پیشتر در این وادی‌ها مانور نداده بود اما در نهایت به ساحل امن رسیده و به همین سبب است که بازی‌اش به قدری خوب از آب درآمده که هم «بورد ملی ارزشگذاری فیلم» امریکا وی را بازیگر برتر مرد سال معرفی کرد و هم امکان کاندیدایی او برای جوایز مهمتر اسکار، گولدن گلوب و بافتا وجود دارد.
مثل موزیسین ها
مورتنسن فارغ از هر حساب و کتابی از این دست اظهار می‌دارد: ابتدا من هم از پاگذاشتن به این عرصه بیم داشتم ولی با خود گفتم این هم در چارچوب همان حرفه بازیگری است و با اینکه بین گونه‌های مختلف فیلمسازی تفاوت‌ها فراوان است اما باز به اصل ماجرا می‌رسیم که حرفه اکتینگ است. کارهای دراماتیک سختی‌های فراوانی دارند اما خنداندن مردم و حتی کمدی‌های ملایم و سبک نیز کارهای سهل‌الوصولی نیستند و نمی‌توان براحتی آنها را پیاده کرد و به همین سبب است که من همیشه کمدی و کمدی بازها را تحسین کرده‌ام. باید گوش سپرد و حس کرد و جلو رفت و این به مثابه گوش کردن موسیقی است؛ زمانی که من و ماهرشالا علی به تفاهم کامل رسیدیم، همه چیز روی ریلی مناسب افتاد.
مثل امریکای ترامپ
زوج مورد اشاره مورتنسن طی سفری که در ایالات جنوبی امریکا دارند، دائماً به کتاب سبزی رجوع می‌کنند که عنوان فیلم نیز اشاره‌ای به آن است. در مقام توضیح باید گفت کتاب سبز یک چیز واقعی بوده و در آن زمان (دهه 1960) منتشر می‌شده و حاوی نام آن دسته از رستوران‌ها و هتل‌ها در شهرها و ایالات مختلف امریکا بوده که سیاهان را راه می‌داده‌اند. 60 سال بعد از آن ایام چنان کتابی وجود ندارد اما مناسبات داخل امریکا و رویکرد وسیع «کاخ سفید دونالد ترامپ» به چهره‌های سفیدپوست و دوری جستن او از سیاهان این معنا را می‌دهد که امریکا فرق زیادی با آن ایام نکرده است.
منبع: Film  Review

 




» خوشنویسی ( دوشنبه 19 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( دوشنبه 19 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( دوشنبه 19 آذر 1397 )
» پیام صابری بازیگر «ریحانه» درگذشت ( دوشنبه 19 آذر 1397 )
» استاد عزیزغلامرضا پورعباسی ( یکشنبه 18 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( یکشنبه 18 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( یکشنبه 18 آذر 1397 )
» سخنان بی‌پرده آزاده نامداری درباره ممنوع‌التصویری‌اش در تلویزیون و اختلافش با فرزاد حسنی ( یکشنبه 18 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( شنبه 17 آذر 1397 )
» خوشنویسی ( شنبه 17 آذر 1397 )
درباره ما

سلام عزیزان بازدید کننده
ممنون از اینكه از وبلاك خوشنویسی -هنر- حیدر امیرپور دیدن میفرمائید
باتشکر امیرپور
ایجاد کننده وبلاگ : حیدر امیرپور
banner 240x200px

آمار سایت

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :