استادعزیزآقای غلامرضاپورعباسی




خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
نتیجه تصویری برای خوشنویسی اساتید



ثبت قرارداد اکران فیلم «دُم سرخ ها» با حضور برترین بازیگران کمدی سینمای ایران

ثبت قرارداد اکران فیلم «دُم سرخ ها» با حضور برترین بازیگران کمدی سینمای ایران



اخبار,اخبار فرهنگی,فیلم دُم سرخ ها

بنا به اعلام شورای صنفی نمایش قرارداد فیلم‌ سینمایی "دم سرخ‌ها" به کارگردانی آرش معیریان برای اکران پس از فیلم "دشمن زن" در سرگروه ماندانا ثبت شد.

به گزارش میزان، طی سالهای اخیر سینمای ایران شاهد حضور تعداد بسیار زیادی کارگردان کار اولی موفق بوده است. نام های چون سعید روستایی، محمدحسین مهدویان، کاوه صباغ زاده، بهروز شعیبی از جمله های جوانانی هستند که طی سالهای اخیر خوش درخشیده اند.

 

سینمای ایران در سال 97 تاکنون اکران سراسری چهارده فیلم را پشت سر گذاشته که از این میان سهم سینمای کمدی شش فیلم بوده و مابقی آثار اکثراً در ژانرهای اجتماعی بوده اند.

 

حال با عبور از اکران نوروزی و مشخص شدن فیلم های اکران دوم نوروز اهالی سینما در انتظار اکران فیلم‌هایی هستند که در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به نمایش در آمدند. فیلم‌هایی که با اکرانشان تنوع بیشتر و بهتری به چرخه اکران سینمای ایران خواهند داد.

 

بنا به اعلام شورای صنفی نمایش قرارداد فیلم‌ سینمایی "دم سرخ‌ها" به کارگردانی آرش معیریان برای اکران پس از فیلم "دشمن زن" در سرگروه ماندانا ثبت شد.

 

"دُم سرخ ها" یک فیلم کمدی است و به دغدغه و مشکلات جوانان می پردازد. در خلاصه داستان این فیلم آمده: برای فرار از حقیقت خوابیدیم و کابوس دیدیم.

 

آرش معیریان از جمله کارگردانان کمدی ساز سینمای ایران است که سال گذشته فیلم سینمایی "آس و پاس" را در چرخه اکران داشت. این کارگردان در کارنامه خود ساخت فیلم های "کما"، "چپ دست"، "احضار شدگان"، "ساعت شلوغی"، "کالسکه"، "شانس، عشق، تصادف" و "دریا کنار" را دارد.

اخبار,اخبار فرهنگی,فیلم دُم سرخ ها

 

جواد رضویان، رضا شفیعی جم، بهنوش بختیاری، اندیشه فولادوند، علی صادقی، مجید یاسر، رضا ناجی، سعید پیردوست، شهره لرستانی، شهین تسلیمی، عباس جمشیدی فر و نگین معتضدی از جمله بازیگرانی هستند که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.

 

دیگر عوامل این پروژه عبارتند از: نویسنده: ناصر مولوی وردنجانی، مدیر فیلمبرداری: معین مطلبی، مدیر صدابرداری: مرتضی اصلان زاده، آهنگساز: محمد فرشته نژاد، مدیر برنامه ریزی و دستیار یک کارگردان: سعید نقدزاده، تدوین: مهدی سعدی، طراح صحنه و لباس: آزاده قوام، طراح چهره پردازی: عباس عباسی، فیلمبردار: احمد کاووسی، دستیار دوم کارگردان: افشین آقایی، جانشین تولید: جواد سلیمانی، عکاس: پویا شاه جهانی.

 





خندوانه با حضور ملی‌پوشان فوتبال ضبط شد
آژانس مسافرتی,رزرو هتل


خندوانه با حضور ملی‌پوشان فوتبال ضبط شد



اخبار,اخبار فرهنگی,برنامه خندوانه

به تازگی یکی از برنامه‌های خندوانه رامبد جوان، با حضور فوتبالیست‌های جوان کشورمان ضبط شده است.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، به تازگی یکی از برنامه‌های خندوانه رامبد جوان، با حضور فوتبالیست‌های جوان کشورمان ضبط شده است.

 

علیرضا بیرانوند، سعید عزت‌اللهی و میلاد محمدی سه تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان هستند که به تازگی در استودیو برنامه خندوانه حاضر شدند و جلوی دوربین از حال و هوای جام جهانی و ... گفتند.

 

البته زمان پخش این برنامه هنوز مشخص نیست.

 

گفتنی است؛ برنامه تلویزیونی «خندوانه» به‌کارگردانی و اجرای رامبد جوان و تهیه‌کنندگی علی احمدی، چهارشنبه تا جمعه از شبکه نسیم پخش می شود.

 





خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
نتیجه تصویری برای خوشنویسی اساتید



فیلمبرداری «مشت آخر» فخیم‌زاده کی تمام می‌شود؟

فیلمبرداری «مشت آخر» فخیم‌زاده کی تمام می‌شود؟



اخبار,اخبارفرهنگی وهنری,فخیم زاده

تهیه‌کننده فیلم «مشت آخر» اعلام کرد: از سرگیری فیلمبرداری این پروژه به پایان یافتن دوره نقاهت مهدی فخیم‌زاده و به دست آمدن سلامتی کامل او موکول می‌شود.

سیدحامد حسینی در گفت‌وگویی با ایسنا با تشکر و قدردانی از کادر پزشکی و درمانی بیمارستان ایرانمهر که مهدی فخیم‌زاده بیش از یک هفته در آنجا بستری بود، بیان کرد: آقای فخیم‌زاده در تمام مدت زمانی که در بیمارستان بستری بود به درخواست ما و با هماهنگی بیمارستان، تا زمان ترخیص در بخش مراقبت‌های ویژه باقی ماند چرا که حد ملاقات‌ها قابل کنترل نبود.

او درباره فیلم منتشر شده از مهدی فخیم‌زاده روی تخت بیمارستان که توسط اورژانس منتشر شده بود، هم گفت: یکی از وظایف تهیه‌کننده این است که از عوامل پروژه خود و کسی همچون مهدی فخیم‌زاده که در رأس آن است مراقبت کند و من تمام تلاشم را کردم تا اتفاقی نیفتد که ایشان در شرایطی که روی تخت بیمارستان بودند دیده شوند و این برای خودشان هم بهتر بود اما به هر حال اتفاقی افتاد که با من هماهنگ نشده بود و جلوی آن را هم نمی‌شد گرفت.

وی خاطر نشان کرد: تا زمان صحت و سلامتی کامل مهدی فخیم‌زاده فیلمبرداری فیلم «مشت آخر» شروع نخواهد شد.

به گزارش ایسنا، فخیم‌زاده از حدود یک هفته قبل در بیمارستان‌ بستری شد و پس از آن‌که چند روزی در حالت بیهوشی به سر برد پس از برطرف شدن ضایعه‌ای که به دلیل ضربه به سرش وارد شده بود در بخش مراقبت‌های ویژه تحت نظر قرار گرفت و امروز (13 تیرماه) از همان بخش ترخیص شد.

او که اخیرا در شمال کشور مشغول فیلمبرداری آخرین سکانس‌های فیلم سینمایی جدیدش با نام «مشت آخر» بود، هنگامی که سوار موتورسیکلت بود دچار یک تصادف شدید با موتورسیکلت دیگری شد که با وجود نداشتن شکستگی، به دلیل ضربه واردشده به سر در بیمارستان طالقانی چالوس بستری و سپس به تهران منتقل شد. سطح هوشیاری وی در ابتدا خوب بود ولی از ظهر هفتم تیرماه، میزان هوشیاری پایین آمد که پزشک معالج وی ابراز امیدواری کرد با درمانی که انجام می‌شود در روزهای آتی روند بهبودی حاصل شود.

فخیم‌زاده در طول سال‌ها فعالیت هنری ساخت فیلم هایی همچون «همسر»، «همسفر»، «مسافران مهتاب»، «تاواریش» و «خواستگاری» را در کارنامه کاری خود دارد و در فیلم‌ها و سریال‌هایی مانند «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران»، «تنهاترین سردار»، «ولایت عشق»، «خواب و بیدار»، «مختارنامه» و «دندون طلا» بازی کرده است.

 





به حریم شخصی فخیم‌زاده در بیمارستان احترام نگذاشتند


به حریم شخصی فخیم‌زاده در بیمارستان احترام نگذاشتند



اخبار,اخبارفرهنگی وهنری,مهدی فخیم زاده

یک هفته بعد از تصادف مهدی فخیم‌زاده هنوز دست‌بردار نیستند. این‌بار کادر درمانی فیلمی از فخیم‌زاده در شبکه‌های مجازی منتشر کرده‌اند که به اعتقاد یک جامعه‌شناس تجاوز به حریم شخصی محسوب می‌شود. مهدی فخیم‌زاده آن آدم سرحال و پر ابهت سینما وتلویزیون حالا در ویدیویی که از سوی بیمارستان منتشر شده، رنجور و رنگ پریده است.  از او می‌پرسند از خدمات اورژانس و بیمارستان راضی است و فخیم‌زاده با بی‌حالی جواب می‌دهد که همه چیز خوب است: «فکر می‌کنم که حالم خوب و سرجایش است من به زودی مرخص می‌شوم.»

آنها انگار می‌خواهند از مهدی فخیم‌زاده رضایت بگیرند که بیمارستان هیچ کم و کسری نداشته است و بعد فیلم را روانه شبکه‌های مجازی می‌کنند. چهره فخیم‌زاده اما شباهتی به نمکیِ مسافران مهتاب نداشت و دیگر از آن کارگردان جدی تلویزیون و سینما خبری نبود. کاربران اول باور نکردند و نوشتند: «این اون نیست. پس چرا شکل فخیم‌زاده نیست. مطمئنی این اونه ؟ نه این او نیست.»

این کامنت‌ها چندین بار زیر پست اینستاگرام آمده است و البته خیلی‌ها هم با دلسوزی آرزو کردند که هر چه زودتر حالش خوب شود. حالا نیره توکلی، جامعه‌شناسی است که نسبت به این ماجرا نقد دارد و به «شهروند» می‌گوید:«این حرکت نخستین بار در فیلم شاملو اتفاق افتاد، در فیلمی که از این شاعر بزرگ و نامدار ساختند، او را رنجور و از پا افتاده نشان دادند. آنها به دوران پیری او رفته بودند اما نشان دادن آن تصویر رنجور، تصویری نبود که از شاملو داشتیم و اصلا او دیگر آن شاملو نبود.» او معتقد است که درست نیست که فیلمساز، کارگردان یا هر کس دیگری از بیمار فیلم بگیرد و آن را منتشر کند چه به انگیزه هنری یا مثلا تبلیغاتی.

«درست نیست آدم را در شرایطی به مردم نشان بدهند که در حالت عادی آن طور نیست، به خصوص اگر او، شخصیت شناخته شده‌ای باشد چون ممکن است بیمار در آن لحظه در حال خود نباشد یا تحت‌تاثیر قرار گرفته باشد چه بسا اگر در حال خود باشد اجازه چنین کاری را ندهد.» نیره توکلی به تاثیرات این اتفاق اشاره می کند:«به هر حال تصویر همیشگی شخصیت بین مردم شکسته می‌شود بنابراین اگر شکل سوء استفاده داشته باشد قابل شکایت هم هست. اگر شخصی در موقعیت اینچنینی بر خلاف میلش با کار موافقت کرده باشد و بعد مشخص شود که در حال عادی نبوده به حریم خصوصی او تجاوز شده است.»

او درباره دلیل وقوع اتفاقاتی از این دست در جامعه توضیح می‌دهد:«در جامعه‌ای که حقوق شهروندی جدی گرفته نمی‌شود، وقتی که به عنوان بیمار وارد بیمارستان می‌شوی هم به حریم شخصی و حقوق شهروندی‌ات اهمیت نمی‌دهند. اما اینکه چنین اتفاقی در بیمارستان می‌افتد دلایل دیگری هم دارد، این که همیشه بین جامعه پزشکی و مردم دیواری وجود دارد و همچنان انگار جامعه پزشکی را تافته جدا بافته می‌دانند، بنابراین در برخورد با مردم عادی، به خود اجازه می‌دهند که درباره بیمار تصمیم بگیرند.»

این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی افتاده است، بعد از مرگ مرتضی پاشایی هم تصویر تکان دهنده‌ای از آخرین لحظه‌های حیاتش منتشر شد که انتقادات زیادی را رقم زد اما در کشورهای خارجی تا به حال یک نمونه هم از این دست دیده نشده است و بارزترین نمونه آن مایکل جکسون، سلبریتی معروف آمریکایی بود که ٨ سال قبل به طور ناگهانی دچار ایست قلبی شد، اما هیچ عکسی از او در حالت غیرعادی منتشر نشد.

 





خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
نتیجه تصویری برای خوشنویسی اساتید



جواد یساری: شجریان استاد همه خواننده ‌هاست

جواد یساری: شجریان استاد همه خواننده ‌هاست



اخبار,اخبار فرهنگی,جواد یساری

جواد یساری می‌گوید، مجوز داشتن برایش مهم نیست، اینکه به عنوان یک ایرانی در کشور خودش اجازه کار ندارد اذیت‌اش می‌کند.

جواد یساری، خواننده کوچه بازاری است که میان طیف‌های مختلف طرفداران زیادی دارد، او که از سال 52 به صورت رسمی خوانندگی را آغاز کرد و به خواننده کوچه بازاری یا به قول خودش لاله‌زاری معروف است تا پیش از انقلاب تنها توانست به مدت 5 سال کار کند اما همین 5 سال نام او را تا به الان هم میان مردم زنده نگه داشته و اگر برخی روراست و بدون پزهای خاص بخواهند از موسیقی که شاید حتی یکبار هم آن را گوش دادند نام ببرند حتما از جواد یساری هم یاد می‌کنند.

 

یساری بعد از انقلاب اما اجازه فعالیت پیدا نکرد، مسئله‌ای که باعث ناراحتی‌اش است. فیلم سینمایی «دشمن زن» اما آغازی تازه برای این خواننده است، او با حضور در این فیلم که کریم امینی کارگردانی آن را برعهده داشته و محمدحسین فرحبخش نیز تهیه‌کننده آن است یک قطعه موسیقی شاد خوانده و نامش هم در پوستر این فیلم بعد از 40 سال دیده شد. از این اتفاق خوشحال است و می‌گوید باورش نمی‌شده که واقعا می‌شود در یک فیلم بخواند. یساری که به همراه پسرش مهدی مهمان کافه خبر بود ناگفته‌هایش در این سال‌ها را با ما بیان کرد، ناگفته‌هایی که غم در کلمه‌ به کلمه‌اش جولان می‌دهد و به نظر می‌رسد تنها صبوری اوست که تا به حال او را نگه داشته است.

 

اگر موافق باشید گفت‌وگویمان را از اینجا شروع کنیم که چطور شد جواد یساری از ورزش، کشتی و باستانی کاری سر از موسیقی و خوانندگی در آورد؟

مجبورم همه چیز را روراست بهتان بگویم، بعد از اینکه پای من در کشتی مشکل پیدا کرد به سراغ کار رفتم و تلویزیون، یخچال و لوازم خانگی به مردم قسطی می‌دادم. اوایلش هم کار خوب بود. البته همان زمان در باشگاه می‌خواندم و گاهی هم زیر دوش خوانندگی می‌کردم دوستانم خیلی من را مورد تشویق قرار می‌دادند. خودم هم موسیقی را خیلی دوست داشتم و جزئی از زندگی‌ام بود.

 

اما فکرش را نمی‌کردید بعدها به صورت جدی وارد عرصه خوانندگی شوید؟

نه واقعا فکرش را نمی‌کردم. من در میدان شاهپور قدیم که الان وحدت اسلامی شده است بعد از مدتی که متاسفانه که کارم که قسطی فروشی بود به مشکل برخورد و ورشکست شدم.

 

چه سالی؟

سال 46 یا 47 فکر می‌کنم.

 

پس قبل از اینکه خواندن را شروع کنید؟

بله، همان موقع مجبور شدم و به قول معروف خنده خنده به یک کاباره در خیابان جمهوری رفتم، گفتند صدایش خوب است و گفتند برو بالا بخوان. من هم خواندم و به من گفتند شب‌ها بیا و اینجا بخوان. من شبی 50 تا یک تومانی گرفتم و در آنجا خواندم.

 

پولی که می‌گرفتید به نسبت آن زمان پول خوبی بود؟

نه اصلا مبلغی نبود. ولی من ادامه دادم و کم کم اوضاع بهتر شد. با آهنگسازها آشنایی پیدا کردم. من سنت اصلی‌ام غزل‌خوانی بود،  یک خانم به نام خانم تقوی که خدا بیامرزدشان به من گفتند بیا یک طرف کاست را غزل بخوان و یک طرف دیگر کاست را هم صدای حسن شهرستانی را می‌خواهیم بگذاریم. ایشان غزل‌خوان بسیار ماهری بود. ما خواندیم و کار من گرفت.

 

حسن آقا در تلویزیون هم خوانده بود و معروف بود اما کار من با آن کاست گرفت و آهنگسازها به دنبالم آمدند. من هم ادامه دادم و با افرادی مثل آقای بدر، علی نوع‌دوست. به امیریه رفتم پیش آقای نوع‌دوست حدود یک‌سالی تمرین کردم و از آنجا به بعد کار خوانندگی‌ام جدی شد. کم کم مشکلاتم را هم حل کردم. پول‌هایم را جمع کردم و به طلبکارها دادم و بدهکاری‌هایم شکر خدا صاف شد. از سال 52 به طور حرفه‌ای شروع کردم.

 

سال 52 شما چند سالتان بود؟

تقریبا 28 سالم بود.

 

همان موقع زمانی که جوان بودید در رویاهای خودتان به این فکر می‌کردید که معروف شوید؟

خوب سوالی پرسیدید، اتفاقا من وقتی پنج‌شنبه‌ها میان درویش‌ها می‌رفتم و می‌خواندم پیرهای آنها همیشه به من می‌گفتند یه چیزی در صدایت است و موفق می‌شوی. آنها من را با این حرف‌ها امیدوار می‌کردند. من هم تا الان ادامه دادم. وقتی بزرگان من را تشویق می‌کردند من قوت قلب می‌گرفتم.

 

تمام قطعاتی که شما خواندید بین مردم محبوب شده‌ و بین طیف‌های مختلف هم طرفدار دارد. هیچ‌کدام از کارهایتان هم هیچ ایراد و اشکال خاصی به لحاظ خط قرمزها نداشته که جلوی فعالیت‌تان گرفته شود. اما چرا بعد از انقلاب اجازه کار پیدا نکردید؟

هر کدامشان یک اظهارنظری می‌کردند، از مسئولان شنیدم که گفتند صدایش کافه‌ای است و مردم یاد کافه‌ها می‌افتند، یکی گفته دوره طاغوت می‌خوانده و الان نباید بخواند. خواننده‌ها بالاخره همه یک جایی می‌خواندند، چرا فقط خواندن من لاله‌زاری بوده. به هر حال هر کسی یک اظهارنظری می‌کرد.

 

شما در کشور خودتان مورد بی‌مهری قرار گرفتید و با اینکه علاقه داشتید فعالیت‌تان را ادامه دهید اما اجازه کار پیدا نکردید، چرا به خارج از کشور نرفتید و ادامه بدهید؟ اگر هم رفتید سفرهای مقطعی بوده...

 

من هیچ وقت خارج از ایران زندگی نمی‌کردم، به ترکیه و امارات می‌رفتم یکی دوماهی می‌خواندم اما دوباره برمی‌گشتم. گفتن ندارد اما من عاشق ایرانم. دوستانم همه می دانند. به آنهایی هم که آن طرف بودند همیشه می‌گفتم بیایید هیچ مشکلی پیش نمی‌آید، کاری با شما ندارند. تا سیاسی نباشی کاری به کارت ندارند.

 

شما هم که هیچ وقت وارد سیاست نشدید؟

اصلا در سیاست تا به حال چه کسی موفق بوده، یک نفر را به من بگویید.

 

در موسیقی خواننده‌های زنی را هم داشتیم که سبک‌شان کافه ای بود، آنها با موسیقی دستگاهی آشنایی داشتند. آشنایی شما به موسیقی دستگاهی تا چه اندازه هست؟

من به اندازه خودم بلد بودم، تا جاییکه بتوانم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. موسیقی دستگاهی بلد بودن دوره می‌خواهد. مثلا ایرج بزرگ و گلپا دستگاه‌خوان هستند اما ما مثلا یک دستگاه شور را که شروع می‌کنیم تا آخر همان را ادامه می‌دهیم. ما تجربی همه چیز یاد گرفتیم.

 

دوست نداشتید جدی‌تر این مقوله را دنبال کنید؟

من وقت نداشتم که بخواهم این کار را کنم. من سه- چهار سال خواندم و بعد انقلاب شد و بعدش هم که دیگر نتوانستم ادامه بدهم. من فقط در آن مدت توانسته بودم با پولی که از موسیقی و خواندن در می‌آوردم مشکلاتم را حل کنم.

 

به لحاظ سبک کاری که دارید از شما و عباس قادری همیشه با هم یاد می‌شود. در طول سال‌هایی که فعالیت می‌کردید رابطه‌تان با یکدیگر چطور بود؟ رفاقت داشتید یا رقابت می‌کردید؟

رقابت دوستانه به نظرم من خوب است، اما خصمانه‌اش نه. آقای قادری عربی‌خوانی هستند من شرقی‌خوان. ضمن اینکه ایشان از من پیشکسوت‌تر هستند و نزدیک به هزار آهنگ خواندند اما خیلی خوانده باشم 70 قطعه است. از این بابت اصلا با هم قابل مقایسه نیستیم. ایشان برای خودشان یلی هستند.

 

ولی بیش از این تعداد قطعه‌ای که خواندید بین مردم محبوب هستید. دلیلش به نظر خودتان چیست؟

به نظرم این را باید از خود مردم پرسید و آنها بگویند. اما من همیشه می‌گشتم موسیقی و شعری را پیدا کنم که حتی اگر می‌شود بار کوچکی از روی دوش کسی که آن آهنگ را می شنود بردارم. مثلا من بر مزار مادر را خواندم اما هنوز هم هنوز است نو و تازه است، من وقتی می‌دیدم برخی به مادر کم لطفی می‌کردند این آهنگ را خواندم. همه شعرهای من یک مفهومی دارد، مثلا یکی خواندم دنیا کلک است و کار دنیا کلک است، آن کس که کلک ندارد حتما ملک است. ببینید چقدر در آن حرف است.

 

جواد یساری و محمدحسین فرحبخش، تهیه‌کننده «دشمن زن»

 

یادم است یک جایی گفته بودید اگر به شما مجوز بدهند کیفیت کارهایتان را بالاتر می برید، چرا این را گفتید؟

دلیلش این است وقتی من دستم باز باشد مسلم است که می‌توانم موسیقی بهتری هم داشته باشم.

 

اما مردم همین سبک شما را دوست دارند...

 

البته من خیلی هم راغب نیستم که بخواهم با مجوز ارشاد بخوانم، مگر تا به حال ارشاد بوده که من تا اینجا رسیدم. اگر مجوز بدهند خوب است، ندادند هم باکی نیست. مگر این چهل سال چه اتفاقی افتاد؟ مجوز یک حال خوبی دارد، اینجا مملکت من است، خاکم است، پدر و مادرم اینجا هستند، ما بچه ایران هستیم. زشت است که بگویند که فلان خواننده ممنوع‌الفعالیت است، مگر ما دزد بودیم؟! این است که من را اذیت می‌کند.

 

اینکه بی‌دلیل جلوی کارتان گرفته شد؟

بله، واقعا بی‌دلیل. حتما می‌گویند یساری برای آن دوره است. کی برای آن دوره نبوده؟ امثال من همه از آن دوره آمدند دیگر.

 

جوان‌تر که بودید چه موسیقی و آهنگ‌هایی گوش می‌دادید، طرفدار کدام خواننده‌ها بودید؟

ایرج، گلپا، ناصر مسعودی.

 

الان چطور؟

الان راستش دیگر مثل قبل کشش ندارم. خیلی کم موسیقی گوش می‌دهم.

 

الان بیشتر کدام خواننده‌ها را گوش می‌دهید؟

الان اگر گوش کنم، اصفهانی گوش می‌دهم و صدایش را دوست دارم.

 

شجریان چطور؟

شجریان استاد همه خواننده‌هاست اما من ...( با خنده) خب هر کس یک جور موسیقی دوست دارد دیگر.

 

فاصله‌ای که بین فعالیت‌هایتان در موسیقی افتاد چقدر به شما آسیب زد؟ اینکه دیگر نتوانستید کار کنید اذیت‌تان نکرد؟

بیشتر از آن چیزی که فکرش را کنید به من آسیب زد. راستش را بهتان بگویم، ورزش است که تا الان من را نگه داشته.

 

هنوز هم ورزش می‌کنید؟

کمتر از قبل، دیگر مثل آن موقع‌ها نمی‌توانم. پاهایم مشکل دارد، آرتروز دارم.

 

اتفاق بدی هم در زندگی شخصی‌تان افتاد و فوت دو پسرتان بود...

 

بله، پسر بزرگم 6-7 ماه پیش فوت کرد. یک پسرم هم که سال 72 فوت کرد. الان تنها پسرم مهدی است که برایم مانده. هر دو پسرم در بلژیک بودند. پسر بزرگم گفت من می‌خواهم از ایران بروم چون اینجا تا فامیلی من را می فهمند که یساری است چوب لای چرخم می‌گذارند و می‌خواهم بروم برای خودم آن‌ور زندگی کنم و رفت. پسر کوچکم مجید هم خیلی هنر را دوست داشت،اصلا در موسیقی خیلی باهوش بود. او هم خواست پیش برادرش برود. من هم گفتم هر چه صلاح خودتان است، او هم رفت.

 

پسر کوچکم 13 سالش بود که به بلژیک رفت، در یک سال 3-4 زبان را خواند و در 15 سالگی شاگرد اول شد. اما در حمام گاز حمام خفه‌اش کرد. البته او را به ایران آورم و اینجا خاک است. همه این اتفاق‌ها روی من اثر گذاشت و در این سال‌ها خیلی فشار را تحمل کردم. پسر بزرگم هم که فوت کرد بچه‌هایش گفتند می‌خواهیم پدرمان اینجا باشد و خودش هم وصیت کرده بود که در آنجا خاک شود.

 

هیچ کدام از بچه‌هایتان علاقه نداشتند به سمت موسیقی بیایند؟ شما تشویقشان نکردید یا خودشان اصلا علاقه‌ای نداشتند؟

من را دیدند برای هفت پشتشان بس بود.

 

شما که بین مردم محبوب بودید و هستید؟

من از نظر مردم موفق و محبوب شدم اما به لحاظ کار خودم در ایران آن چیزی که دلم می‌خواست نشد. ایران خاک من است، من دوست داشتم در مملکت خودم بخوانم اما من می‌روم و در جای دیگر می‌خوانم.

 

موسیقی برایتان درآمد و پول خوب داشت؟

تا الان الهی شکر.

 

راستی آقای یساری، آقای ربیعی کیست که در کنسرت‌هایتان همیشه صبر ایوب را درخواست می‌کند؟

آقای ربیعی دوستم که در یکی از کنسرت‌هایم اسمش را آوردم. آقای ابراهیمی هم یک دوست دیگرم است که او هم آهنگی را درخواست می‌کند. آقای ربیعی صبر ایوب را خیلی دوست دارد.

 

خبرآنلاین/ نژلا پیکانیان

 





خاطرات اهالی سینما از ناصر ملک‌مطیعی


خاطرات اهالی سینما از ناصر ملک‌مطیعی



اخبار,اخبار فرهنگی,مراسم یادبود ناصر ملک‌مطیعی

فریدون جیرانی، اسدالله یکتا، سیروس الوند، کامران قدکچیان و جواد طوسی از جمله سینماگرانی بودند که در مراسم یادبود ناصر ملک‌مطیعی، خاطرات جالبی از این هنرپیشه فقید سینما عنوان کردند.

به کزارش فارس، مراسم گرامیداشت  زنده‌یاد ناصر ملک مطیعی به همت انجمن منتقدان سینمایی شب گذشته (سه شنبه ۱۲ تیرماه) با حضور برخی از هنرمندان و منتقدان در سالن سیف الله داد خانه سینما برگزار شد.

 

در ابتدای این مراسم کلیپی از فعالیت های مرحوم ناصر ملک مطیعی به نمایش در آمد.

 

سپس جواد طوسی رئیس انجمن منتقدان سینمای ایران گفت: این مجلس صمیمانه بهانه ای است برای گردهمایی. قبول دارم که ما در یک شرایط ملتهب و بسیار خاص به سر می بریم. گسستی که به وجود آمده باعث شده که همدلی ها کنار برود. برخی از دوستان و همکاران ما با زبان خاصی پرداختند و این موضوع واقعاً غم انگیز است. به نظرم یک نویسنده سینمایی نمی تواند یک جانبه و با در نظر گرفتن فعالیت های یک بازه زمانی، نقد کند. اتفاقی که طی این چهل روز افتاد فراتر از پزهای روشنفکرانه بود. زمانی که جوان بودم جلوی ناصر ملک مطیعی را گرفتم و گفتم فکر نمی کنید جایزه حق بهروز وثوقی بود؟ به من گفت من و بهروز ندارد، جایزه برای همه ما است.

 

وی ادامه داد: برایم سوال است که چرا این فرصت در اختیار ناصر ملک مطیعی قرار نگرفت که بعد از انقلاب نیز خود را در فضای دیگری محک بزند. بیایید فضایی به وجود آوریم که این عزیزانی که هنوز هستند بتوانند با مخاطبانشان بی واسطه ارتباط برقرار کنم. در پایان صحبت هایم از جعفر گودرزی و کامران ملکی تشکر می کنم که مراسم بزرگداشت انجمن منتقدان از ناصر ملک مطیعی را فراهم آوردند.

 

فریدون جیرانی کارگردان سینمای ایران در این مراسم بیان کرد: اولین کسی که بعد از انقلاب با ناصر ملک مطیعی مصاحبه کرد من بودم و برای او داستان کوتاهی نوشتم.

 

وی در ادامه داستان کوتاهی درباره ناصر ملک مطیعی قرائت کرد.

 

چنگیز جلیلوند در این مراسم خاطر نشان کرد: حدود ۷۰ درصد از فیلمهای آقای ملک مطیعی در آن حضور داشتم به عنوان دوبله جای او صحبت کردم، تنها فیلم سینمایی قیصر بود که نشد که جای او صحبت کنم. به خانواده او و همه هنرمندان سینما تسلیت عرض می کنم.

 

وی بخشی از دیالوگ ناصر ملک مطیعی در فیلم «باباشمل» را قرائت کرد.

 

طهماسب صلح جو منتقد سینمای ایران گفت: شخص به من گفت که هر کسی یک روزی به دنیا می آید و یک روز از دنیا می رود. این جمله، جمله ساده است؛ اما بسیار فلسفی است. انسان ها بین آمدن تا رفتنشان چیزی را به جا می گذارد. ناصر ملک مطیعی برای هم سن و سالان من یک خاطره است. ناصر ملک مطیعی و هم نسلانشان رفتنی نیستند. این ها در خاطره ها می مانند. افرادی سعی کردن امثال او را از خاطر سینما ایران پاک کنند؛ اما این افراد به هیچ عنوان از خاطره ها پاک نمی شوند. مرگ نمی تواند این افراد را در خاطره ها پاک کند. مردم این عزیزان را دوست دارند، مردم با این افراد خاطر دارند. همیشه گفته ام که اگر هنرمندی مردم را دوست نداشته باشد، مردم هم او را دوست نخواهند داشت. رفتن اینگونه افراد برای ما سخت است چرا که ما از خاطراتمان دور می شویم.

 

بهمن مفید در این مراسم بیان کرد: آقایی کیمیایی به من لطف کرد و گذاشت در فیلم قیصر بازی کنم، همین امر باعث شد، من که بچه تئاتر بودم، زمین‌گیر سینمای ایران بشم. وقتی حسین شهاب فوت کرد، انگاره چیزی در من نابود شد و وقتی خبر فوت ناصر ملک مطیعی را به من دادند دیگر توانی برایم نماند. عشق مردم ایران باعث شد که ما به حیات خود ادامه بدهیم. شما نمی دانید من چقدر مردم را دوست دارم، ناصر ملک مطیعی بسیار بیشتر از من عاشق مردم ایران بود.

 

سیروس الوند کارگردان سینمای ایران گفت: وقتی بزرگی از دست می رود من اشعار مولانا در ذهنم مرور می شود. حالم بسیار بد است، چقدر حال مردم بد است، در هیچ طول و عرض جغرافیا شما چنین شرایط و جامعه بیماری را پیدا نمی کنید. ناصر ملک مطیعی انسان ادبی بود.

 

اسد الله یکتا بیان کرد: دلم برای همکارم تنگ شده، امیدوارم که یکبار دیگر بروم سر صحنه و فیلم بازی کنم. همیشه شاد و پیروز باشید.

 

محمد متوسلانی در این مراسم خاطر نشان کرد: تشکر می کنم از دوستانی که این مراسم را تهیه کردند. آرزو می کنم بعد از این چنین مراسم هایی در حیات هنرمندانمان گرفته شود. قضاوت درباره هنرمندان باید خالی از احساسات و اتفاقات اجتماعی باشد. اصولاً تاثیرگذاری کار یک هنرمند در طول سالها مشخص می شود. در طی این مدت که ناصر ملک مطیعی زنده بود برخی می گفتند صلاح نیست درباره او حرف بزنیم، چرا درباره او صحبت نکردید؟ آیا کسی که مسئولیت دارد برای این که سمت خود را حفظ کند باید دربرابر حقیقت سکوت کند؟ ناصر در تمام طول زندگی خود لطف مردم را دید و این برای یک هنرمند از همه چیز ارزشمندتر است. امیدوارم که وجدان ها کمی بیدار شود.

 

کامران قدکچیان نیز گفت: من به هیچ عنوان ناراحت نیستم، چون برای او آدم نه برای غم او. تا اکران فیلم ها زنده هستند، ناصر ملک مطیعی زنده است. مردم ما با سریال «سلطان صاحبقران» که ناصر ملک مطیعی در آن ایفای نقش کرد، امیرکبیر را شناختند.

 

امیر علی ملک مطیعی در این مراسم بیان کرد: نگاه همیشه با حسرت پدرم همواره جلوی چشم من می ماند. خیلی منتظر ماند برای یک زنگ، یک دعوت برای ایفای نقش در یک فیلم. این اواخر برای پوشیدن لباس مشکل داشت؛ اما وقتی می خواست بین مردم حضور پیدا کند از من زودتر آماده می شد. کاش هنرمندان بزرگ ما در زمان حیاتشان بزرگداشته شوند. خداروشکر در این پنج سال آخر کمی در محافل هنری حضور پیدا کرد.





استاد گرامی غلامرضا پورعباسی

اسلاید شو





خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
تصویر مرتبط



خوشنویسی
نتیجه تصویری برای خوشنویسی اساتید



خوشنویسی
نتیجه تصویری برای خوشنویسی اساتید




کل صفحات : 537    ...    4    5    6    7    8    9    10    ...