خوشنویسی -هنر-حیدرامیرپور
خوشنویسی نستعلیق -هنر اصیل ایرانی 
قالب وبلاگ
نویسندگان

[ جمعه 13 تیر 1399 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

معین‌الدین محمد اسفزاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو

معین‌الدین محمد زمجی اسفزاری از تاریخ نگاران، دانشمندان و خوشنویسان عصر تیموری در قرن نهم هجری است؛ که در برخی منابع[۱] به اشتباه تاریخ حیاتش را قرن دهم ذکر کرده‌اند.

وی مؤلف کتاب روضات الجنات فی تاریخ مدینة هرات است که آن را در سال ۹–۸۹۷ هـ. ق. تألیف کرده و به سلطان حسین بایقرا تقدیم کرد. این کتاب که تاریخی است از شهر هرات وقایع را تا سال ۸۷۵ هـ. ق. ذکر کرده‌است.

معین الدین اسفزاری در خط تعلیق یا ترسل نیز مهارت داشته و به شغل انشاء نامه‌ها و منشورهای دولتی مشغول بوده و رساله‌ای هم در این باره تألیف کرده‌است. افزون بر آن دستی هم در شاعری و علوم ادبی زمانه داشته‌است.

زندگی[ویرایش]

معین الدین محمد اسفزاری از آغاز جوانی دراسفزار آغاز به کسب علم و هنر نمود و نزد استادان زمان به تحصیل پرداخت اما از سال ۸۷۳ به هرات رفت و از محضر نورالدین عبد الرحمن جامی عارف و شاعر پر آوازه بهره برد.

او مدتی بعد درسن ۲۳ سالگی در دیوان خواجه مجد الدین محمد، وزیر سلطان حسین بایقرا، به منشی گری مشغول شد. وی درهرات مهارت خود را در علوم گوناگون چون صرف و نحو، منطق، معانی و بیان، زبان و ادبیات عرب، فقه حنفی، تفسیر و احادیث، زبان و ادبیات فارسی و هراتی و ترکی جغتایی و قواعد انشاء و علم تاریخ و جغرافیا و هنرهایی چون شعر و خوشنویسی و نیز مختصری هیئت و نجوم و طب و موسیقی تکمیل کرد.

هنگامی که معین الدین محمد زمجی اسفزاری هنوز در اسفزار به تحصیل مشغول بود، درزمان سلطان ابوسعید تیموری، مولانا شرف الدین عبد القهار متخلص به شریف که ازدانشمندان روزگار بود از آنجا گذشت و معین الدین را ملاقات کرد. مولانا شرف الدین به بدیهه این شعر را گفت: دارد نشانی از بهشت آب و هوای اسفزار؛ معین الدین اسفزاری نیز درپاسخ وی چنین سرود: اکنون زیمن مقدمت دارد به جنت افتخار

افزون بر عبد الرحمن جامی که اولین استاد عرفانی او در هرات بود، معین الدین محمد با دانشمندانی چون محمد فرهی، میرخواند امیر علیشیر نوایی، مولانا عبد الواسع نظامی (منشی ومورخ)، شیخ عبدالله دیوانه (خوشنویس)، خواجه غیاث‌الدین ده‌دار (ندیم سلطان حسین بایقرا) معاصر و همنشین بوده‌است.

معین الدین محمد زمجی اسفزاری عمده عمر خود را در زمان سلطان حسین بایقرا تیموری گذراند و از حمایت قوام الدین نظام الملک وزیر برخوردار بود. از سال ۸۹۷ خواجه قوام الدین نظام الملک به وزارت سلطان حسین بایقرا رسید و اسفزاری به خدمت او درآمد. به فرمان وی کتاب «روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات» را درتاریخ شهرهرات شروع به تألیف کرد. هدف وزیر هم خدمت به شاه و هم جاویدان کردن اثری بوده‌است از نویسنده‌ای دانا وادیبی کامل. گویا اسفزاری نیز از مدت‌ها پیش درچنین اندیشه‌ای بوده‌است. اسفزاری درصد افزودن کتاب دیگری در ادامه شرح وقایع کتاب روضات الجنات بوده‌است که به‌دلیل نا آرامی‌های ناشی از کشته شدن خواجه قوام الدین نظام الملک در ۹۰۳ هـ ق این کارصورت نپذیرفت.

مشاغل[ویرایش]

معین الدین محمد زمجی اسفزاری منشی دربار سلطان بایقرا و تحت حمایت وزیر وی قوام الدین نظام الملک بود. وی پیش از قوام الدین، در خدمت خواجه مجد الدین محمد (وزیر سابق سلطان حسین بایقرا) بوده‌است. از این رو امیر علیشیر نوایی (وزیر بعدی سلطان حسین) که با خواجه قوام الدین نظام الملک نزاع سیاسی داشته، تنها به ذکر نامی از معین الدین اسفزاری اکتفا نموده‌است. اسفزاری در دربار سلطان بایقرا تا آنجا ترقی کرد که نشان شاهی راکه مهر رسمی دربار سلطنت بود و به وی سپرده بودند.

معین الدین محمد زمجی اسفزاری منشی صاحب ذوقی بوده‌است و در انشای مترسل ایرانی نسبت به ایرانیان معاصر خود شیوه‌ای ساده‌تر و روانتر را برگزیده بود. چنان‌که نثر او از منشیان معاصر وی همچون مولانا حسین واعظ کاشفی نویسنده انوار سهیلی و مولانا کمال الدین عبد الواسع نظامی و وقایع نگاری که سجع و قافیه‌های بسیاری در نثر به‌کار می‌برد، نثری ساده‌تر داشته‌است.

از نظر مذهبی گویا وی به فقه حنفی گرایش داشته و در این زمینه از کودکی آموزشهایی را کسب کرده بود و علاقه‌ای در حد تعصب به مذهب خود ابراز می‌کرد؛ و شیعیان آن زمان را خارج از دین می‌دانست. با این وجود در همه جای کتاب خود به اولاد علی، به‌ویژه علی بن موسی‌الرضا همانند یک شیعه خالص، ارادت می‌ورزید. از این گذشته، وی در راه سلوک و عرفان از مریدان شیخ عبد الرحمن جامی نیز به‌شمار می‌رود.

معین الدین محمد اسفزاری افزون بر منشی‌گری، به شاعری و خطاطی نیز می‌پرداخت. او در خط تعلیق یا ترسل مهارت داشت و بیشتر اوقات در هرات به تعلیم قواعد این هنر مشغول بود. وی درمدارس هرات نیز به عنوان استاد به تدریس اشتغال داشته‌است. شعرهای او بر زبان مردم هرات جاری بود. او اشعاری در مدح سلطان حسین بایقرا، مرثیه شیخ عبد الرحمن جامی، رباعی، غزلیات، قصاید و مثنویاتی سروده و به «نامی» تخلص می‌کرده‌است. از اشعار اوست:

ز سرمه است آنکه می‌بینی به چشم هر پری پیکر

که از غوغای چشمش می‌کند خاک سیه بر سر

آثار[ویرایش]

  • ترسل و منشات: که رساله‌ای است دربارهٔ آیین نگارش نامه‌ها. رک:تصحیح نسخه خطی ترسل و منشات اسفزاری. بهمن علامی، استاد راهنما:دکتر محمد حکیم آذر-دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرکرد. مرداد۱۳۹۰.(پایان‌نامه)
  • روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات: که دنباله تاریخ نامه هرات اثر سیف بن محمد بن نعقوب هروی (سیفی هروی) که وقایع هرات را در (۷۲۱–۶۱۸ ه ق) توصیف کرده، به‌شمار می‌رود.[۲] این کتاب تاریخ هرات را تاسال ۸۷۵ ه ق در بر دارد و در ۲۶ روضه فصل بندی شده‌است و در آن اطلاعاتی است که در منابع دیگر نیامده است. گرچه بیشتر مطالب آن تکرار گفته‌های مورخین معاصر پیشین از جمله ابواسحق احمد بن یاسین، شیخ عبد الرحمن نامی، سیفی هروی و ربیعی پوشنگی است، اما بخش آخر کتاب منحصر به دیده‌ها و شنیده‌های مورخ است و روش نگارش کتاب نیز یکی از بهترین و روانترین نمونه‌های نثر فارسی درقرن نهم می‌باشد. مطالب کتاب شامل ۲۶ روضه یا فصل است که روضه‌های هفتم تا دهم دربارهٔ اخبار ملوک آل کرت و ذکر بلاد و ابنیه و مزارات و عمران خراسان و هرات در عهد تیموری است. کتاب مزبوز تاریخ هرات را زمان تصرف آنجا توسط سلطان حسین بایقرا در بر دارد. همچنین اطلاعات جالبی دربارهٔ رجال خراسان و هرات درضمن مطالب کتاب آمده‌است.[۳]

منابع


[ یکشنبه 5 مرداد 1399 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
انجمن خوشنویسان خراسان رضوی - ۱۱ خرداد سالروز درگذشت پدر خوشنویسی ...
[ یکشنبه 5 مرداد 1399 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
گالری آثار خوشنویسی حسین غلامی (4) » آثار هنرمندان ایران - عزیزی هنر
[ یکشنبه 5 مرداد 1399 ] [ 12:35 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو
بهرام میرزا
نام کاملظهیرالدین بهرام میرزا
لقب(ها)شاهزاده صفوی, خوشنویس سبک نستعلیق
زادروز۱۵۱۷ (میلادی)
درگذشت۱۵۴۹ (میلادی)
۹۵۶ ه‍. ق
همسرزینب سلطان
دودمانصفویان
پدرشاه اسماعیل یکم
مادرتاجلی بیگم
فرزندانسلطان بدیع الزمان میرزا
سلطان ابراهیم میرزا
سلطان حسین میرزا
دیناسلام شیعه

ظهیرالدین بهرام میرزا (درگذشت ۹۵۶ ه‍. ق) شاهزادهٔ صفوی پسر پنجم شاه اسماعیل یکم و خوش‌نویس سبک نستعلیق بوده‌است. او در سن سی و دو سالگی به علت بیماری در گذشت.

منابع[ویرایش]


[ شنبه 4 مرداد 1399 ] [ 07:32 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
قدما Instagram posts (photos and videos) - Picuki.com
[ شنبه 4 مرداد 1399 ] [ 07:31 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
خانه خوشنویسی - Accueil | Facebook
[ شنبه 4 مرداد 1399 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
بهادر پگاه: برگزاری حراج‌های تخصصی خوشنویسی و بالا رفتن قیمت آثار ...
[ جمعه 3 مرداد 1399 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
مجموعه ای از آثار خوشنویسی "چلیپا" استاد... - Persian ...
[ جمعه 3 مرداد 1399 ] [ 10:51 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

محمدحسین باخرز

یاز ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

محمدحسین باخرزی یا میر محمدحسین رزه‌ای باخرزی یا میر محمد حسین هروی از خوشنویسان و نستعلیقنویسان برجسته و از شاعران سدهٔ دهم هجری است.[۱] اودر قزوین خوشنویسان می‌کرد و تذکره‌نویسان قدیمی‌تر او را از رزهٔ باخرز از نواحی نیشابور و تذکره‌های جدیدتر وی را از اسفراین دانسته‌اند.

خط میر محمدحسین در کتابت را پخته و حتی بعضی در نهایت کمال ذکر کرده‌اند. وی در قزوین با اکثر بزرگان دربار شاه طهماسب همنشین بود اما پس از مرگ شاه به خراسان رفت و به کشاورزی پرداخت. قاضی احمد قمی مولف «خلاصه التواریخ» با او دیدار کرده و او را آراسته به کمالات و شعرش را نیکو دانسته است. در اوان ترکتازی ترکمانان و تحولات خراسان، پریشان حال و بی‌سامان شده و در همان اوان درگذشته است.[۲]

میر خلیل الله شاه خوشنویس نامدار دربار ابراهیم عادل‌شاه ثانی امیر دکن ملقب به «پادشاه قلم» برادرزاده میر محمدحسین بود.[۳]

اساتید[ویرایش]

برخی منابع او را شاگرد سلطان محمد خندان و شاه‌محمود نیشابوری دانسته‌اند[۱] و برخی او را شاگرد محمدقاسم شادیشاه ذکر کرده‌اند که از تعلیم شاه محمود نیشابوری و سلطان محمد خندان نیز بهره‌مند شده‌است.

امضا[ویرایش]

به قلم کتابت حمدحسین باخرزی چنین رقمی وجود دارد: «کاتبها الفقیر (محمدحسین) الحسینی غفر ذنوبه و ستر عیوبه. تحریرا فی شهر رجب المرجب سنهٔ ۹۷۶ بمقام رزه من اعمال باخرز».

آثار[ویرایش]

یک نسخه «دیوان» امیر شاهی که به احتمال قوی به خط اوست.


پانویس


[ پنجشنبه 2 مرداد 1399 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
آثار استاد غلامحسین امیرخانی :: خوشنویسی / گرافیک / تایپوگرافی ...
[ پنجشنبه 2 مرداد 1399 ] [ 11:16 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
آثاری از خوشنویسی استاد سید شمس الدین ابولوفا حسینی
[ پنجشنبه 2 مرداد 1399 ] [ 11:15 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

باباشاه اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بابا شاه اصفهانی)
پرش به ناوبریپرش به جستجو

باباشاه اصفهانی معروف به باباشاه عراقی، ملقب به رئیس‌الرؤسا[۱] معاصر شاه عباس صفوی و از معروفترین خوشنویسان سده دهم بوده و تا آن زمان کسی به درجهٔ او نرسیده بوده‌است. از زمان سلطنت شاه طهماسب تا دوره شاه عباس کبیر در عراق و خراسان در کتابت نستعلیق استاد مسلم شناخته شده‌است.[۲]

زندگی[ویرایش]

برخی او را از مردم کوهپایه عراق دانسته‌اند که در اصفهان نشو و نما یافته.[۱] باباشاه در اصفهان به انزوا می‌گذرانید و جز با اهل حال با کسی تکلم نمی‌کرد مگر بحسب ضرورت و از روی کدورت. او مردی موحد و سالکی مجرد، طالب کمالات و صاحب حالات بود.[۳] به سبب اخلاق درویشانه از نزدیکی با سلاطین و امرا پرهیز می‌کرد و روزگار را در گوشه نشینی به کتابت می‌گذرانید. اجرت هر هزار سطر کتابت او، گویا سه تومان بوده‌است.[۴] باباشاه را شاگرد سید احمد مشهدی دانسته‌اند.[۵] بعضی از تذکره‌ها نیز او را شاگرد میرعلی هروی (متوفی ۹۵۲) دانسته‌اند، ولی با ملاحظه سال وفات و عمر کوتاه او این ادعا از نظر تاریخی درست به نظر نمی‌آید.[۶]

باباشاه در جوانی به سال ۹۹۶ در مسافرتی که به عراق داشته در بغداد کشته شده‌است.[۷][۸] و همان‌جا دفن گردید.

خوشنویسی[ویرایش]

باباشاه در عصر خود از مشهورترین خطاطان بوده‌است و خطش را به «عذوبت» و پختگی و لطافت ستوده‌اند[۹] و نوشته‌های او را «به قیمت اعلی» می‌خریدند.[۱۰] خطهایی که از باباشاه به یادگار مانده همگی در نهایت قدرت و ملاحت و شیوایی است و کمتر کسی تا کنون در خوشنویسی به او ترجیح داده شده‌است.[۱۱] بسیاری معتقدند که باباشاه پس از میرعماد بهترین نستعلیقنویس است.[۵]

لطافت خطش را در درجهٔ اعجاز و حسن خطش را خداداد دانسته‌اند. مؤلف تاریخ عالم آرای عباسی او را از بزرگترین استادان نستعلیق زمان شاه طهماسب صفوی دانسته است.[۱۱] رساله منثور «آداب‌المشق» که دربارهٔ خوشنویسی است و برخی آن را به میرعماد منسوب کرده‌اند اثر اوست و نسخه اصل آن در کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور نگهداری می‌شود.[۵]

شعر[ویرایش]

باباشاه شعر نیز می‌سروده و تقی اوحدی نوشته است که «حالی» تخلص می‌کرده‌است.[۱۲] نمونه‌هایی از اشعار او در برخی از تذکره‌ها آمده است.[۱]

این بیت و رباعی از اوست:[۳]

چه دیده‌اند گدایان عشق از در دوستکه هر دو عالم‌شان در نظر نمی‌آید

این بیت زیبا از او است:[۱۱]

ز هر جا بگذرد تابوت من فریاد برخیزدکه آه این مرده سنگین می‌رود پرآرزو دارد
واحد چو بکثرت آورد روی ظهورگردد به حجابات مراتب مستور
تکرار وجود ماست این مرتبه‌هامائیم بتکرار خود از خود شده دور

همچنین این سه بیت از اوست:[۱۱]

از واضع خط نسخ تعلیقبشنو سخنی ز روی تحقیق
بالای الف سه نقطه بایداما به همان قلم که آید
یک نقطه بس است گردن باشش نقطه درازی تن با

آثار[ویرایش]

منظومه‌ای در آداب خوشنویسی بدو نسبت داده‌اند. رساله آداب المشق نیز که به خطا به میرعماد (متوفی ۱۰۲۴) نسبت داده شده از باباشاه اصفهانی است.[۱۳] این رساله را محمد شفیع براساس نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب چاپ کرده‌است[۱۴]

آثار او بین سال‌های ۹۷۷ و ۹۹۴ ه‍. ق دیده شده که بیشتر به قلم کتابت و همگی در نهایت قدرت و شیوایی است. از باباشاه، که به «کتابت» بیش از «قطعه نویسی» گرایش داشت، چند قطعه در کتابخانه‌های ترکیه هست، و نسخه‌های متعددی از آثار ادبی فارسی را که به خطّ اوست در برخی از کتابخانه‌ها می‌توان یافت.[۱]

پانویس


[ چهارشنبه 1 مرداد 1399 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
شهید خبر اخبار شهدا مدافعان حرم shahidnews.com جانباز خوشنویس -
[ چهارشنبه 1 مرداد 1399 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
Mohammad Reza Shafeie
[ چهارشنبه 1 مرداد 1399 ] [ 08:11 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
Mohammad Reza Shafeie
[ چهارشنبه 1 مرداد 1399 ] [ 08:11 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

باباشاه اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از بابا شاه اصفهانی)
پرش به ناوبریپرش به جستجو

باباشاه اصفهانی معروف به باباشاه عراقی، ملقب به رئیس‌الرؤسا[۱] معاصر شاه عباس صفوی و از معروفترین خوشنویسان سده دهم بوده و تا آن زمان کسی به درجهٔ او نرسیده بوده‌است. از زمان سلطنت شاه طهماسب تا دوره شاه عباس کبیر در عراق و خراسان در کتابت نستعلیق استاد مسلم شناخته شده‌است.[۲]

زندگی[ویرایش]

برخی او را از مردم کوهپایه عراق دانسته‌اند که در اصفهان نشو و نما یافته.[۱] باباشاه در اصفهان به انزوا می‌گذرانید و جز با اهل حال با کسی تکلم نمی‌کرد مگر بحسب ضرورت و از روی کدورت. او مردی موحد و سالکی مجرد، طالب کمالات و صاحب حالات بود.[۳] به سبب اخلاق درویشانه از نزدیکی با سلاطین و امرا پرهیز می‌کرد و روزگار را در گوشه نشینی به کتابت می‌گذرانید. اجرت هر هزار سطر کتابت او، گویا سه تومان بوده‌است.[۴] باباشاه را شاگرد سید احمد مشهدی دانسته‌اند.[۵] بعضی از تذکره‌ها نیز او را شاگرد میرعلی هروی (متوفی ۹۵۲) دانسته‌اند، ولی با ملاحظه سال وفات و عمر کوتاه او این ادعا از نظر تاریخی درست به نظر نمی‌آید.[۶]

باباشاه در جوانی به سال ۹۹۶ در مسافرتی که به عراق داشته در بغداد کشته شده‌است.[۷][۸] و همان‌جا دفن گردید.

خوشنویسی[ویرایش]

باباشاه در عصر خود از مشهورترین خطاطان بوده‌است و خطش را به «عذوبت» و پختگی و لطافت ستوده‌اند[۹] و نوشته‌های او را «به قیمت اعلی» می‌خریدند.[۱۰] خطهایی که از باباشاه به یادگار مانده همگی در نهایت قدرت و ملاحت و شیوایی است و کمتر کسی تا کنون در خوشنویسی به او ترجیح داده شده‌است.[۱۱] بسیاری معتقدند که باباشاه پس از میرعماد بهترین نستعلیقنویس است.[۵]

لطافت خطش را در درجهٔ اعجاز و حسن خطش را خداداد دانسته‌اند. مؤلف تاریخ عالم آرای عباسی او را از بزرگترین استادان نستعلیق زمان شاه طهماسب صفوی دانسته است.[۱۱] رساله منثور «آداب‌المشق» که دربارهٔ خوشنویسی است و برخی آن را به میرعماد منسوب کرده‌اند اثر اوست و نسخه اصل آن در کتابخانه دانشگاه پنجاب لاهور نگهداری می‌شود.[۵]

شعر[ویرایش]

باباشاه شعر نیز می‌سروده و تقی اوحدی نوشته است که «حالی» تخلص می‌کرده‌است.[۱۲] نمونه‌هایی از اشعار او در برخی از تذکره‌ها آمده است.[۱]

این بیت و رباعی از اوست:[۳]

چه دیده‌اند گدایان عشق از در دوستکه هر دو عالم‌شان در نظر نمی‌آید

این بیت زیبا از او است:[۱۱]

ز هر جا بگذرد تابوت من فریاد برخیزدکه آه این مرده سنگین می‌رود پرآرزو دارد
واحد چو بکثرت آورد روی ظهورگردد به حجابات مراتب مستور
تکرار وجود ماست این مرتبه‌هامائیم بتکرار خود از خود شده دور

همچنین این سه بیت از اوست:[۱۱]

از واضع خط نسخ تعلیقبشنو سخنی ز روی تحقیق
بالای الف سه نقطه بایداما به همان قلم که آید
یک نقطه بس است گردن باشش نقطه درازی تن با

آثار[ویرایش]

منظومه‌ای در آداب خوشنویسی بدو نسبت داده‌اند. رساله آداب المشق نیز که به خطا به میرعماد (متوفی ۱۰۲۴) نسبت داده شده از باباشاه اصفهانی است.[۱۳] این رساله را محمد شفیع براساس نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب چاپ کرده‌است[۱۴]

آثار او بین سال‌های ۹۷۷ و ۹۹۴ ه‍. ق دیده شده که بیشتر به قلم کتابت و همگی در نهایت قدرت و شیوایی است. از باباشاه، که به «کتابت» بیش از «قطعه نویسی» گرایش داشت، چند قطعه در کتابخانه‌های ترکیه هست، و نسخه‌های متعددی از آثار ادبی فارسی را که به خطّ اوست در برخی از کتابخانه‌ها می‌توان یافت.[۱]

پانویس


[ سه شنبه 31 تیر 1399 ] [ 02:19 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
خوشنویسان لاهیجان
[ سه شنبه 31 تیر 1399 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

باقر تبریزstrikethroughی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از میرزا باقر تبریزی)
پرش به ناوبریپرش به جستجو

میرزا باقِر تَبْریزی از خوشنویسان دوره قاجار و خوشنویسان خط نسخ و نستعلیق مقیم شهر تبریز بود.

محمدتقی سپهر سال وفات او را ۱۲۸۰ ضبط کرده‌است[۱] که دقیق به نظر نمی‌رسد و ظاهراً او تا اوایل قرن چهاردهم زنده بوده‌است.[۲]

آثار[ویرایش]

چند کتاب به خط او به روش چاپ سنگی منتشر شده که از آن جمله است:

پانویس[ویرایش]

  1.  محمدتقی سپهر، ص ۴۳
  2.  منوچهر قدسی
  3.  بیانی، ج ۱، ص ۹۳–۹۴

[ یکشنبه 29 تیر 1399 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
حراج ملی؛ این بار برای آثار خوشنویسی – خانواده الهیه
[ یکشنبه 29 تیر 1399 ] [ 11:16 ق.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
آثار جعلی در مجموعه های خوشنویسی (1) - مجموعه چهارده گیسوی درهم ریخته
[ یکشنبه 29 تیر 1399 ] [ 11:15 ق.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 580 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8   ...  

درباره وبلاگ

سلام عزیزان بازدید کننده
ممنون از اینكه از وبلاك خوشنویسی -هنر- حیدر امیرپور دیدن میفرمائید
باتشکر امیرپور
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات