خوشنویسی -هنر-حیدرامیرپور
خوشنویسی نستعلیق -هنر اصیل ایرانی 
قالب وبلاگ
نویسندگان

[ جمعه 13 تیر 1399 ] [ 05:50 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
آثارخوشنویسی قدما - Home | Facebook
[ یکشنبه 2 شهریور 1399 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

جهانگیر میرزا (پسر عباس میرزا)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو
جهانگیر میرزا
حاکم خوی
دودمانقاجار
پدرعباس میرزا
مادردختر یارمحمدبیگ
زادروز۱۲۲۵ قمری
۱۸۱۰ میلادی
خوی
مرگرمضان ۱۲۶۹
تیر ۱۲۳۲
۱۸۵۳ میلادی
تبریز
خاک‌سپاریقم

جهانگیر میرزا (۱۲۲۵ – رمضان ۱۲۶۹ هـ ق) تاریخ‌نگار و شاهزاده ایرانی. او فرزند عباس میرزا نایب‌السلطنه (ولیعهد فتحعلی شاه قاجار) بود.

زندگی[ویرایش]

جهانگیر میرزا در ۱۲۲۵ هـ.ق (۱۱۸۹ هـ.ش) متولد شد. مادرش دختر یارمحمدبیگ از خان‌های بزرگ طایفه ترکمن آذربایجان بود. او با توجه خاص پدرش پرورش یافت و در دوره دوم جنگ‌های ایران و روسیه شرکت داشت.[۱]

جهانگیر میرزا در سال ۱۲۴۲ مامور حفاظت از قلعه‌های ایروان و عباس‌آباد شد. در سال ۱۲۴۶ حاکم خوی شد و در همان سال از سوی محمد خان زنگنه مامور جمع‌آوری سپاه گردید و دو فوج جدید تشکیل داد. او در ارومیه اشرار را سرکوب کرد و برادرش مصطفی‌قلی میرزا را به عنوان نایب‌الحکومه ارومیه منصوب کرد. با مرگ عباس میرزا در ۱۲۴۹ ناامنی در مرزهای آذربایجان بیشتر شد. جهانگیر میرزا با چهارهزار نفر سرباز، آشوب‌های مرزی را فرونشاند و غنایم زیادی به دست آورد که در خوی میان سربازانش تقسیم کرد. این عمل در نگاه محمد میرزا، پسر عباس میرزا و ولیعهد جدید، مقدمه سرکشی او قلمداد شد. هنگامی که جهانگیر میرزا برای استقبال از محمد میرزا به میانه رفت، قائم مقام فراهانی چنین وانمود کرد که جهانگیر میرزا به دنبال آسیب زدن به ولیعهد است و از این رو محمد میرزا او را به همراه سه برادرش به اردبیل فرستاد. پس از درگذشت فتحعلی شاه و به پادشاهی رسیدن محمد میرزا، قائم مقام شاه را به کشتن جهانگیر میرزا ترغیب کرد، اما شاه فرمان داد او را کور کنند.[۱]

پس از قتل قائم مقام، محمدشاه با برادران خود رفتاری مهربانانه‌تر پیش گرفت و دستور داد آنان را به قلعه تویسرکان ببرند تا آزادنه زندگی کنند و برای آنان مواجب و تیول مقرر ساخت. جهانگیر میرزا پس از رهایی از زندان محمدشاه، به تحصیل علوم عربی و دینی روی آورد و به ترجمه و تالیف پرداخت. در شوال ۱۲۶۶ (شهریور ۱۲۲۹ هـ.ش) جهانگیر میرزا از طرف ناصرالدین شاه به حکومت خوی منصوب شد. او در رجب ۱۲۶۹ (اردیبهشت ۱۲۳۲ هـ.ش) از شاه اجازه گرفت که به مکه برود، اما در میانه راه بیمار شد و در رمضان همان سال (تیر ۱۲۳۲ هـ.ش) در تبریز درگذشت. او را در قم در مقبره‌ای که خودش ساخته بود، دفن کردند.[۱]

فرزندان و نوادگان جهانگیر میرزا تا سال‌ها پس از مرگ او در قلعه تویسرکان زندگی می‌کردند. امروزه نیز خاندان جهانگیری‌ها در تویسرکان جزو نوادگان همین شاهزاده می‌باشند.

تاریخ بنای خانه‌های تاریخی به جا مانده در محله قلعه تویسرکان به زمان حیات وی بر می‌گردد. در حال حاضر از دو باب از این خانه‌ها که به سبک معماری دوران قاجار ساخته شده‌اند توسط میراث فرهنگی نگهداری می‌شود.

آثار


[ پنجشنبه 30 مرداد 1399 ] [ 03:51 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
خوشنویسی -هنر-حیدرامیرپور
[ پنجشنبه 30 مرداد 1399 ] [ 03:48 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
میرحسین_خوشنویس Instagram posts - Gramho.com
[ پنجشنبه 30 مرداد 1399 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

معین‌الدین محمد اسفزاری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو

معین‌الدین محمد زمجی اسفزاری از تاریخ نگاران، دانشمندان و خوشنویسان عصر تیموری در قرن نهم هجری است؛ که در برخی منابع[۱] به اشتباه تاریخ حیاتش را قرن دهم ذکر کرده‌اند.

وی مؤلف کتاب روضات الجنات فی تاریخ مدینة هرات است که آن را در سال ۹–۸۹۷ هـ. ق. تألیف کرده و به سلطان حسین بایقرا تقدیم کرد. این کتاب که تاریخی است از شهر هرات وقایع را تا سال ۸۷۵ هـ. ق. ذکر کرده‌است.

معین الدین اسفزاری در خط تعلیق یا ترسل نیز مهارت داشته و به شغل انشاء نامه‌ها و منشورهای دولتی مشغول بوده و رساله‌ای هم در این باره تألیف کرده‌است. افزون بر آن دستی هم در شاعری و علوم ادبی زمانه داشته‌است.

زندگی[ویرایش]

معین الدین محمد اسفزاری از آغاز جوانی دراسفزار آغاز به کسب علم و هنر نمود و نزد استادان زمان به تحصیل پرداخت اما از سال ۸۷۳ به هرات رفت و از محضر نورالدین عبد الرحمن جامی عارف و شاعر پر آوازه بهره برد.

او مدتی بعد درسن ۲۳ سالگی در دیوان خواجه مجد الدین محمد، وزیر سلطان حسین بایقرا، به منشی گری مشغول شد. وی درهرات مهارت خود را در علوم گوناگون چون صرف و نحو، منطق، معانی و بیان، زبان و ادبیات عرب، فقه حنفی، تفسیر و احادیث، زبان و ادبیات فارسی و هراتی و ترکی جغتایی و قواعد انشاء و علم تاریخ و جغرافیا و هنرهایی چون شعر و خوشنویسی و نیز مختصری هیئت و نجوم و طب و موسیقی تکمیل کرد.

هنگامی که معین الدین محمد زمجی اسفزاری هنوز در اسفزار به تحصیل مشغول بود، درزمان سلطان ابوسعید تیموری، مولانا شرف الدین عبد القهار متخلص به شریف که ازدانشمندان روزگار بود از آنجا گذشت و معین الدین را ملاقات کرد. مولانا شرف الدین به بدیهه این شعر را گفت: دارد نشانی از بهشت آب و هوای اسفزار؛ معین الدین اسفزاری نیز درپاسخ وی چنین سرود: اکنون زیمن مقدمت دارد به جنت افتخار

افزون بر عبد الرحمن جامی که اولین استاد عرفانی او در هرات بود، معین الدین محمد با دانشمندانی چون محمد فرهی، میرخواند امیر علیشیر نوایی، مولانا عبد الواسع نظامی (منشی ومورخ)، شیخ عبدالله دیوانه (خوشنویس)، خواجه غیاث‌الدین ده‌دار (ندیم سلطان حسین بایقرا) معاصر و همنشین بوده‌است.

معین الدین محمد زمجی اسفزاری عمده عمر خود را در زمان سلطان حسین بایقرا تیموری گذراند و از حمایت قوام الدین نظام الملک وزیر برخوردار بود. از سال ۸۹۷ خواجه قوام الدین نظام الملک به وزارت سلطان حسین بایقرا رسید و اسفزاری به خدمت او درآمد. به فرمان وی کتاب «روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات» را درتاریخ شهرهرات شروع به تألیف کرد. هدف وزیر هم خدمت به شاه و هم جاویدان کردن اثری بوده‌است از نویسنده‌ای دانا وادیبی کامل. گویا اسفزاری نیز از مدت‌ها پیش درچنین اندیشه‌ای بوده‌است. اسفزاری درصد افزودن کتاب دیگری در ادامه شرح وقایع کتاب روضات الجنات بوده‌است که به‌دلیل نا آرامی‌های ناشی از کشته شدن خواجه قوام الدین نظام الملک در ۹۰۳ هـ ق این کارصورت نپذیرفت.

مشاغل[ویرایش]

معین الدین محمد زمجی اسفزاری منشی دربار سلطان بایقرا و تحت حمایت وزیر وی قوام الدین نظام الملک بود. وی پیش از قوام الدین، در خدمت خواجه مجد الدین محمد (وزیر سابق سلطان حسین بایقرا) بوده‌است. از این رو امیر علیشیر نوایی (وزیر بعدی سلطان حسین) که با خواجه قوام الدین نظام الملک نزاع سیاسی داشته، تنها به ذکر نامی از معین الدین اسفزاری اکتفا نموده‌است. اسفزاری در دربار سلطان بایقرا تا آنجا ترقی کرد که نشان شاهی راکه مهر رسمی دربار سلطنت بود و به وی سپرده بودند.

معین الدین محمد زمجی اسفزاری منشی صاحب ذوقی بوده‌است و در انشای مترسل ایرانی نسبت به ایرانیان معاصر خود شیوه‌ای ساده‌تر و روانتر را برگزیده بود. چنان‌که نثر او از منشیان معاصر وی همچون مولانا حسین واعظ کاشفی نویسنده انوار سهیلی و مولانا کمال الدین عبد الواسع نظامی و وقایع نگاری که سجع و قافیه‌های بسیاری در نثر به‌کار می‌برد، نثری ساده‌تر داشته‌است.

از نظر مذهبی گویا وی به فقه حنفی گرایش داشته و در این زمینه از کودکی آموزشهایی را کسب کرده بود و علاقه‌ای در حد تعصب به مذهب خود ابراز می‌کرد؛ و شیعیان آن زمان را خارج از دین می‌دانست. با این وجود در همه جای کتاب خود به اولاد علی، به‌ویژه علی بن موسی‌الرضا همانند یک شیعه خالص، ارادت می‌ورزید. از این گذشته، وی در راه سلوک و عرفان از مریدان شیخ عبد الرحمن جامی نیز به‌شمار می‌رود.

معین الدین محمد اسفزاری افزون بر منشی‌گری، به شاعری و خطاطی نیز می‌پرداخت. او در خط تعلیق یا ترسل مهارت داشت و بیشتر اوقات در هرات به تعلیم قواعد این هنر مشغول بود. وی درمدارس هرات نیز به عنوان استاد به تدریس اشتغال داشته‌است. شعرهای او بر زبان مردم هرات جاری بود. او اشعاری در مدح سلطان حسین بایقرا، مرثیه شیخ عبد الرحمن جامی، رباعی، غزلیات، قصاید و مثنویاتی سروده و به «نامی» تخلص می‌کرده‌است. از اشعار اوست:

ز سرمه است آنکه می‌بینی به چشم هر پری پیکر

که از غوغای چشمش می‌کند خاک سیه بر


[ سه شنبه 28 مرداد 1399 ] [ 05:40 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
بخش (۱) قرآن نفیس خطی از آثار خوشنویسی قدما متعلق به گنجینه شخصی ...
[ سه شنبه 28 مرداد 1399 ] [ 05:37 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
خرید آثار هنری | art4u
[ سه شنبه 28 مرداد 1399 ] [ 05:36 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

اسماعیل جلایر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو

اسماعیل جلایر از نقاشان طراز اول دوره ناصری شیراز دراواخر سده سیزدهم و اوایل سده چهاردهم هجری است که در تصویرسازی و چهره‌پردازی مهارت داشت.

زندگینامه[ویرایش]

اسماعیل جلایر یا اسمعیل جلایر فرزند «حاجی زمان خان» از نقاشان طراز اول شیراز دوره ناصری دراواخر سده سیزدهم و اوایل سده چهاردهم خورشیدی است که در تصویرسازی و چهره‌پردازی مهارت داشت. او نقاشی را در مدرسه دارالفنون آموخت و سپس در همین مدرسه به استادی رسید. او را از پیش قراولان شیوه نقاشیخط جدید می‌دانند.

جلایر در اغلب آثار خود بجز چندتایی تاریخی قید نکرده بدین جهت تاریخ فعالیت هنری وی نامعلوم مانده است. ولی از آثار باقی‌مانده وی و تاریخ‌ها و وقایع می‌توان چنین گمان برد که او در حدود سال ۱۲۶۲ خورشیدی متولد شده، در حوالی ۱۲۸۰ خورشیدی همراه پدر به تهران آمده، در ۲۴ سالگی وارد دارالفنون شده، در دوره سلطنت ناصرالدین شاه (حک: ۱۲۶۴-۱۳۱۳) در هنر خود درخشیده و تا سال‌های ۱۳۲۰ خورشیدی زنده بوده و کار می‌کرده‌است و در حدود ۶۰ سالگی درگذشته است.

شیوه[ویرایش]

Iranian Ladies Dancing Around a Samovar.jpg

شیوه او شبیه‌سازی و پرداز بود و گاه چشم‌اندازی از طبیعت را می‌کشید. جلایر آثار رنگ و روغنی خود را با رنگ‌های شاد و زنده تصویر می‌نمود و بعضی اوقات از رنگ سیاه و سفید استفاده می‌کرد و رنگ و روغن را به‌روش سیاه قلم اجرا می‌کرد، او زمینه آثار خود را با گل و برگ‌های شاد و زنده و ابتکار مخصوص پر کرده و جلوه اثر را دو چندان مینمود.

اسماعیل جلایر را می‌توان از پیشگامان شیوه نقاشیخط امروزی دانست که از سبک‌های مطرح نقاشی مدرن ایرانی و خوشنویسی معاصر می‌باشد. شیوه خط - نقاشی که پیش‌تر به ندرت در ایران معمول بود، در دوره قاجار به اوج شکوفایی رسید و جلایر یکی از نخستین هنرمندانی است که خط را وارد نقاشی کرد. او خود خوشنویس و خطاط زبردستی نبود، ولی خط نستعلیق را خوش می‌نوشت و از روی خطوط میرزا غلامرضا اصفهانی مشق می‌کرد و خط را به شیوه نقاشی و با طراحی و قلم مو و رنگ بسیار خوش می‌نوشت و آن را حک و اصلاح می‌کرد و با قلمو بر دل نقاشی می‌نشاند. سپس در میان خطوط و نوشته‌ها، گل و بوته و پرنده و حیوانات و مناظر و دورنماهای دقیق طرح می‌انداخت و بدین‌سان، از تلفیق خط و نقاشی، تابلوهایی زیبا خلق می‌کرد.

آثار[ویرایش]

بیشترین و ممتازترین اثر او شمایل‌های گوناگون بود که در اندازه و سبکهای مختلف ارائه شده بود. در زمینه ایمان و اعتقاد باطنی به علی امام اول شیعیان ارادت خالصانه داشته و اغلب موضوعات هنری را از بین اقطاب و اخوان صفا و قلندران پاکباخته انتخاب و ترسیم می‌نمود.

او در یکی از آثار خود به لاتین امضاء کرده که معلوم می‌کند در نگارش متن لاتین نیز دست داشته‌است.

از او تابلوهای فراوانی به جای مانده است، که یکی از این آثار هم‌اکنون در نگارخانه مجموعه کاخ گلستان در معرض دید عموم است، و آن تصویر رنگ و روغنی «درویش نورعلیشاه» است.

از دیگر آثار جلایر که در کتابخانه نسخ خطی کاخ گلستان موجود می‌باشد ، تصویر سیاه قلم اقطاب صوفیان به این شرح است: «شیخ شمس الدین تبریزی»، «اوحدی شیخ سلطان بایزید»، «سید معصوم علی شاه»، «نور علیشاه»، «مشتاق کرمانی»، «باباطاهر عریان» با رقم «اسمعیل جلایر ابن الحاجی زمان خان».

مرقع درویشان اثر اوست.شاید وی را از نخستین نقاشانی بدانیم که چهره عارفان ایران را با رویکردی واقع گرایانه و متخیلانه باز نموده است. «مرقع درویشان» که اوج کمال به کارگیری اسلوب پرداز در قطعات نقاشی اوست، شماری از پیکره عرفای ایران را در بر می گیرد، به طوری که از زیر موج خیال‌پردازی‌های واقع گرایانه نگاه جلایر، پیکره عارفان سر بر می‌آورد. این گرایش در نوع خود نو و مبتکرانه و با عواطف و دریافت صوفیانه ترکیب شده بود.

منابع


[ جمعه 24 مرداد 1399 ] [ 08:34 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
اثر استاد امیرخانی - زبان * خط * سخن * صفحه شخصی : ابوالقاسم آوند
[ جمعه 24 مرداد 1399 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
نمونه آثار خوشنویسی نستعلیق | هنر بر تر از گوهر آمد پدید… دراین ...
[ جمعه 24 مرداد 1399 ] [ 08:30 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

علاءالدین تبریزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو

علاءالدین محمد بن شمس‌الدین محمد حافظ تبریزی ملقب به مُلا عُلا بیک یا علاءالدین تبریزی از استادان خطوط ششگانه به‌ویژه در خطوط ثلث، نسخ و رقاع در نیمه دوم قرن دهم و نیمه اول قرن یازدهم بوده‌است. او شاگردان صاحب نامی چون عبدالباقی تبریزی و علیرضا تبریزی عباسی را تربیت کرده‌است. از آثار او کتیبه‌هایی در عمارت‌های مختلف شهر تبریز بوده که غالباً در اثر گذشت زمان از میان رفته‌است.[۱]

اثری از تبریزی

عُلا بیک شاگرد شمس‌الدین محمد تبریزی نویسنده فرمان شاه طهماسب است[۲] و عبدالباقی تبریزی که بعضی از کتیبه‌های مسجد امام (مسجد شاه یا مسجد سلطانی) اصفهان را به امر شاه عباس نوشت از شاگردان او بوده‌است.[۳]

آثار تاریخ دار علاءالدین تبریزی از سال ۹۶۳ تا ۱۰۰۱ ه‍.ق دیده شده و او دست‌کم تا این سال می‌زیسته‌است.[۲]

پانویس


[ چهارشنبه 22 مرداد 1399 ] [ 07:41 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
آثارخوشنویسی قدما - Home | Facebook
[ چهارشنبه 22 مرداد 1399 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

میرزا غلامرضا اصفهانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو
میرزا غلامرضا اصفهانی
میرزا غلامرضا اصفهانی
میرزا غلامرضا اصفهانی
زاده۱۲۴۶ (قمری)
اصفهان
درگذشت۴ ربیع‌الثانی ۱۳۰۴ (قمری)
ملیتایرانی
دلیل شهرتخوشنویسی
سبکنستعلیق
Mirzagholamreza.jpg

میرزا غلام‌رضا اصفهانی (۱۲۴۶-۱۳۰۴ هجری قمری) از استادان خوشنویسی ایرانی و برجسته‌ترین خوش‌نویس خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق بود. میرزا غلامرضا اصفهانی از معروف‌ترین خوشنویسان دوره قاجار بوده‌است. نام پدرش «میرزا جان» بود و در جوانی به دربار محمد شاه و پس از آن به دربار ناصر الدین شاه راه یافت.[۱]

زندگی[ویرایش]

پدر میرزا در سال ۱۲۱۲ه‍. ق از اصفهان به تهران آمده و به کسب قنادی مشغول شد. از آن‌جا که با وجود چند فرزند دختر، هیچ پسری نداشته، به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شده و با توسل به آن حضرت خداوند در سال ۱۲۴۶ ه. ق. پسری به وی می‌دهد که به همین دلیل نام وی را غلام‌رضا نهادند.[۲]

میرزا غلام‌رضا مردی مسلمان، عارف، ادیب، دلسوخته و اهل معنی و اعتقاد بود.[۳] غلام‌رضا در ۵ سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به‌تمامی شد.[۲] او در سنین پختگی و استادی هنر خود را «توفیق خداوند عزوجل» می‌داند [۳] و آنجاییکه اوصاف هنرش را شرح می‌دهد، می‌گوید که «نه از باب خودستایی است بلکه محض بروز فضل یزدانی و نفس مسیحایی است» ([۳]

غلام‌رضا در ۵ سالگی به مکتب رفت پس از دو سال قادر به خواندن قرآن به‌تمامی شد. میرزا در خاطراتش می‌نویسد که در همان سال در رؤیایی صادقه به محضر امیرالمؤمنین علی(ع) شرفیاب شده و همین واقعه سیر زندگی او را دگرگون می‌کند. میرزا در قطعه‌ای به خط شکستهٔ خفی چنین می‌نویسد: «قریب هفت‌ سال از سنین عمرم گذشته در دبستان به خواندن قرآن اشتغال داشته. شبی به خواب، بزرگواری ارشادم نمود به تقبیل آستان شاه‌ اولیا در دنبالش شتافتم. در گوشهٔ آن جا حضرت شاه اولیا ارواح العالمین له الفدا توقف داشتند. چون نزدیک‌تر شدم فرمود مشقت بیاور. علی‌الفور صفحه کاغذ و دواتی به حضور مبارک تقدیم نمودم. در وسط آن صفحه لام و الف و یایی نگاشته و فرمودند از این رو بنگار. فردای آن شب در دبیرستان معلم صورت خواب را سؤال نمود. این بندهٔ حقیر ماجرا کماجرا باز گفت. دیگر حقیر را به تحصیل خط واداشت...»[۲] و این آغاز کار خوشنویسی او بود.

میرزا پس از آن نزد میر سید علی تهرانی (پدر میرحسین خوشنویس مشهور) به تعلیم خط پرداخته تا جایی که در نه سالگی به حسن خط نامی می‌شود [۴] و در طول عمر نچندان بلندش آثار بسیاری را آفریده که برخی از آن‌ها در زمرهٔ آثار ملی هنری کشور ثبت شده‌اند.

او را به بابی‌گری متهم کردند که شفاعت یکی از اعیان یا فرزندان ناصرالدین شاه او را از خشم شاه رهانید و از مرگ نجات داد.[۵]

میرزا غلامرضا که دیر همسر اختیار کرده بود در سال ۱۳۰۰ ه‍. ق هنگامی که ۵۴ ساله بود، صاحب فرزندی می‌شود که نامش را محمد رضا می‌گذارد. اما محمد رضا در سه سالگی ناگهان بیمار شده و فوت می‌کند و داغ بزرگی به جان میرزا می‌نشیند تا جایی که آرزوی مرگ می‌نماید و در جایی می‌گوید: «پس از دیدن داغ و ناکامـی او مرا مرگ خوشتر ازین زندگانی» طولی نکشید که به آرزویش رسید و در روز پنج‌شنبه چهارم ربیع‌الثانی سال ۱۳۰۴ هجری قمری به سرای باقی کوچ کرد.[۴][۶] او در باغ میرزا حسین خان سپهسالار در جوار حاج میرزا صفا در و در صفاییه ابن بابویه در چشمه‌علی شهر ری به خاک سپرده شد.[۲][۶][۷]

خوشنویسی در دربار[ویرایش]

میرزا غلام‌رضا اصفهانی در جوانی به حضور محمد شاه قاجار احضار شد؛ شاه که خود از خوشنویسی نستعلیق بهره داشت، خط او را آزمود و او را به معلمی فرزندانش گمارد. پس از مرگ محمد شاه ناصرالدین شاه نیز همچنان به وی توجه داشت.[۸]

میرزا غلام‌رضا شاید تنها خوشنویسی است که هر دو خط نستعلیق و شکسته‌نستعلیق را به مهارت و استادی تمام می‌نوشته و در هر دو نیز صاحب سبک ویژهٔ خود است. شیوهٔ میرزا در خط از محکم‌ترین و قوی‌ترین شیوه‌های خوشنویسی است و کتیبه‌ها، قطعات و سیاه‌مشقهای وی نیز در صدر آثار خطوط شکسته و نستعلیق محسوب می‌شوند.[۲]

میرزا غلامرضا اصفهانی در ترکیب‌بندی حروف و کلمات استاد بود. از آن جا که میرزا در زمان حیات نامی‌ترین استاد مسلم خوشنویسی بود، نگارش آثار بسیاری به وی سفارش داده می‌شد که برخی را به شاگردان خود سپرده (مانند کاشی‌های پیرامون بقعهٔ شیخ صدوق ابن بابویه که به محمد ابراهیم تهرانی واگذار نمود.) و تعدادی را نیز خود رقم زد که از آثار جاودانهٔ هنر خوشنویسی به‌شمار می‌روند.[۲]

از بهترین نمونه‌های کتیبه‌نویسی میرزا غلامرضا کتیبه‌های مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری فعلی در میدان بهارستان تهران) است که آن را در سال ۱۳۰۱ نگاشته‌است.[۲] تعداد قابل توجهی از قطعاتی که به خط نستعلیق از میرزا غلام‌رضا به‌جا مانده‌است شباهت ظاهری بسیاری به سیاه‌مشق دارد. به‌طوری‌که در نگاه اول تمیز این قطعات از سیاه‌مشق شاید ممکن نباشد و بعضی از صاحبنظران به دلیل تعدد قطعاتی که به این صورت از میرزا غلام‌رضا به‌جا مانده‌است، عبارت «میرزا غلام‌رضا اصفهانی سیاه مشق نویس» را در توصیف او به‌کار برده‌اند.[۹]

دربارهٔ تأثیر خط شکسته بر خط نستعلیق میرزا غلامرضا به اجمال و اختصار می‌توان موارد ذیل را بر شمرد: کوچک شدن دایره‌ها بخصوص در حرف (ی)، پیچ و تاب و چرخش و خمش پر غمزه حروف، بلندی بیش از حد معمول دنباله(م)، استفاده بجا از حروف و کلمات خرد اندام (در سیاه مشق)، کاربری نیم کشش‌های خط شکسته، در نظر داشتن تناسبات سواد و بیاض خط شکسته در ترکیب صفحه نستعلیق خصوصاً در سیاه مشق‌ها و استفاده بسیار از ارسال (از ویژگی‌های خط شکسته) در سیاه مشق نستعلیق و به‌طور کلی تسریع در حرکات دست و قلم نمود بیشتری دارند.[۶]

امضا[ویرایش]

میرزا غلامرضا اصفهانی اغلب آثارش را با عبارت «یا علی مدد» امضا می‌کرده‌است.[۱۰] اما رقم یا امضای میرزا در بعضی از قطعات اسم کامل او به‌اضافه «یا علی مدد» است و در بعضی فقط «یا علی مدد» یا «یا علی مددی» بدون‌نام میرزا غلام‌رضا ـمده‌است. در قطعاتی هم امضا به‌صورت «العبد المذنب الفقیر الحقیر غلام‌رضا غفرله» و «یا علی مدد.» یا به‌صورت «هو» و در سطر زیر هو، «الفقیر الحقیر المذنب غلام‌رضا» و بعد «یا علی مددی» یا به صورتی شبیه به آنچه ذکر شد می‌باشد.[۱۱]

آوازه[ویرایش]

آوازه و آثار میرزا غلام رضا مرزهای زمان و مکان را در نوردیده‌اند. و حتا در زمان حیاتش به اقصا نقاط علم رسیدند. تمام عاشقان هنر آرزوی قطعه خطی از میرزا داشتند. نظام‌الملک معروف به نظام پادشاه محلی حیدرآباد هند آثار بسیاری از میرزا غلام‌رضا را در کتابخانه و مجموعه‌اش نگهداری می‌کرد. دکتر مظفر بختیار نقل می‌کند که در بازار نسخه‌های خطی کاشغر مرکز ایالت ترکستان چین اثری از میرزا غلام‌رضا را با صحافی سنتی دیده که احتمالاً از آخرین امیر فارسی زبان آن منطقه به جای مانده بوده‌است. همچنین معیرالممالک در یادداشتی از سفرش به اروپا می‌نویسد که زمانی که از موزه تفلیس از بزرگترین مراکز هنری آن زمان دیدن می‌کرده عکس میرزا و اثری از او را در تالاری که به نام مردان بزرگ جهان مزین بوده دیده‌است.[۴]

یک دهه پیش در نمایشگاه «هانگ جو» در پکن پایتخت چین استاد «سانگ» خوشنویس برجسته چینی تحت تأثیر اثری از میرزا قرار گرفت چندانکه به آرامی اما بسیار طولانی گریست و به نشان احترام با قلم موی خوشنویسی درشتش نگاشت:[۴]

بزرگترین خوشنویس جهان میرزا غلام‌رضا اصفهانی

آثار[ویرایش]

افزون بر کتیبه‌نویسی مدرسه سپهسالار که میرزا غلام‌رضا آن را در سال ۱۳۰۱ نگاشته‌است آثار زیادی به خط او باقی مانده‌است، از جمله:[۲]

اشعار میرزا غلامرضا[ویرایش]

میرزا شعر هم می‌سرود و تخلصش غزال بود. نظم و نثر میرزا فصیح و استادانه‌است چنان که این معنی از نوشته‌های او به خوبی بر می‌آید. در نظم و نثر شاگرد امامقلی خان قاجار بود که غارت تخلص می‌کرد و سخت به او ارادت داشته‌است. این شاگرد و استاد پیوسته با هم دمساز بوده‌اند. میرزا در یادداشت‌های خود غارت را به استادی خطاب کرده و از او به احترام یاد می‌کند و او را ابوالفضایل خوانده‌است. بعید نیست که تخلص غزال را غارت به او داده باشد لکن میرزا در اشعارش هرگز به این تخلص شعری ندارد.[۶]

نمونه‌ای از شعر میرزا غلامرضا اصفهانی:

صوفی تو سجاده و سالوس پرستیما و لب جانانه و چالاکی و مستی
المنّـة للّـه کـه به فرّ قـدم عشــقشد پی سپر لشکر غم کشور همتی
یک طایفه در صورت درویشـانندگرگند کـه اندر صفت میشاننـد
آنان کـه توانگرنـد درویـش نـوازدرویـش اگر شنیـده‌یــی ایشانند

پانویس


[ سه شنبه 21 مرداد 1399 ] [ 10:30 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبریپرش به جستجو
سلطان ابراهیم میرزا صفوی
لقب(ها)شاهزاده صفوی
زادروز۱۵۴۰ میلادی
درگذشت۱۵۷۷ میلادی (۳۷ سال)
همسرگوهرسلطان بیگم
دودمانصفویان
پدربهرام میرزا
مادرزینب‌سلطان خانم
فرزندانگوهرشاد بیگم
دیناسلام شیعه
نگارگری ایرانی از کتاب مثنوی هفت اورنگ تصویر شده در مشهد در دربار ابراهیم میرزا

ابوالفتح سلطان ابراهیم میرزا یا فقیر ابراهیم بن بهرام (درگذشت ۹۸۴ ه‍. ق/۱۵۷۷م) متخلص به «جاهی» فرزند بهرام میرزا و نوه شاه اسماعیل صفوی است.

وی همچنین ایشیک آقاسی باشی، شاعر، نقاش، موسیقی‌دان، خوشنویس و استاد در بسیاری از فنون بود.[۱]

زندگی و فرمانروایی[ویرایش]

او اواخر ذی الحجه سال ۹۴۶ ه‍.ق به دنیا آمد و از کودکی مورد توجه شاه تهماسب بود. ابراهیم میرزا در جوانی همسر گوهرسلطان بیگم دختر شاه تهماسب بود.[۲] بعد از دامادی منصب «شاه ایالت خراسان» به او تفویض شد و ۱۲ سال فرمانروایی خراسان را به عهده داشت.

پس از مرگ شاه تهماسب اول توسط شاه اسماعیل دوم به قتل رسید. پیکر او را به دستور شاه اسماعیل تجهیز و تکفین کرده، در آستانه امامزاده حسین قزوین نزدیک دیگر شاهزادگانی که در همان اوقات به هلاکت رسیده بودند، به خاک سپردند.[۳]

زندگی هنری[ویرایش]

ابراهیم میرزا علاوه بر تسلط بر علوم متداول آن زمان در موسیقی و نوازندگی نیز استاد بود و این فنون را از مولانا قاسم قانونی موسیقی‌دان آن عهد فراگرفته بود و چند ساز، به خصوص تنبور را خوب می‌نواخت. در طراحی و نقاشی هنرمندی شایسته بود و گروهی از نقاشان برجسته نیز از تشویق و تربیت او بهره‌ور بودند. او همچنین در تیراندازی، شنا، چوگان، قپق اندازی و شطرنج مهارت داشت. وی در سازتراشی، زهگیرتراشی، بهله دوزی، طنبورسازی، صحافی و تذهیب، عکس سازی و رنگ‌آمیزی و زرگری، حتی در طباخی و پختن انواع نان‌ها و شیرینی‌ها استاد بود. در درودگری و خاتم‌بندی نیز دست داشت.[۴][۵] هرگز شراب نمی‌نوشید، ولی به فلونیا و تریاک اعتیاد داشت.[۶]

ابراهیم میرزا به فارسی و ترکی شعر می‌سرود و نمونه‌های گوناگون از سروده‌های او را تذکره‌نویسان نقل کرده‌اند.[۷] دیوان کامل اشعار او را پس از قتلش، توسط دخترش گوهر شاد خانم گرد آوری شد. نسخه‌ای نفیس از این دیوان به خط جمال مشهدی از خوشنویسان آن عصر، در کتابخانه کاخ گلستان موجود است که در ۹۸۹ ه‍.ق یعنی ۵ سال پس از کشته شدن شاعر کتابت شده‌است.[۸][۹]

در میان شاهزادگان ممتاز و به همنشینی با شاعران و ادیبان و هنرمندان علاقه‌مند بود و کمتر شاهزاده‌ایی مانند او به جامعیت علوم و هنر و فنون دیده نشده‌است.[۱۰]

ابراهیم میرزا گذشته از آنکه خود شاعر و هنرمند بود، گروهی از هنرمندان و شاعران را در دربار خود گردآورد. او ازسال ۹۶۴ تا ۹۸۲ ه‍.ق کارگاهی درمشهد تأسیس کرد و علاوه بر هنرمندان مقیم خراسان تعدادی از هنرمندان تبریز را به خدمت گرفت[۱۱] که آثار زیبائی از خود به یادگار گذاشتند. کتابخانه بزرگ او در مشهد مجمع و محل کار جمعی از این اشخاص بود. وی به نوازندگان مشهور و موسیقی‌دانان نیز توجه و عنایت خاص داشت. در کتابخانه او همواره هنرمندان گرد می‌آمدند و او پیوسته مقیم و ملازم آنان بود.

از جمله شاعران و هنرمندانی که در دستگاه ابراهیم میرزا می‌زیسته و از پشتیبانی وی برخوردار بوده‌اند، خواجه حسین ثنائی مشهدی، میرزا قلی میلی هروی، شیخ رباعی، عبدی گونابادی، میروجیه‌الدین خلیل‌الله، عبدی تورانی، مولانا عیشی، شیخ محمد سبزواری، عبدالله مذهب شیرازی، علی اصغر کاشی، سلطان محمود طنبوره‌ای و مولانا قاسم قانونی را می‌توان نام برد.[۱۲]

مجموعه آثار هنری که او گردآورد مشهور است و شامل خطوط خوشنویسان، مصوران، جواهرات و چینی بود. مرقع او مشهور به مرقع ابراهیم میرزا صفوی است.

سلطان ابراهیم میرزا صفوی در نستعلیق شاگرد مالک دیلمی بود و شیوه میرعلی هروی را دنبال می‌کرد. او خط جلی (درشت) را بسیار خوش می‌نوشت و کتابت را هم خفی (ریز) می‌نوشت. رقم یا امضاء او «فقیر ابراهیم» یا «فقیر ابراهیم بن بهرام» بوده‌است.

اثری از سلطان ابراهیم میرزا صفوی در موزه خط و کتابت میرعماد از مجموعه کاخ‌موزه‌های سعدآباد با این مشخصات موجود است: قطعه خط دورو، بخشی از یک مرقع، به‌خط نستعلیق، قلم خوش، ۳ دانگ به شیوه میرعلی هروی، نگارش موربی و چلیپایی و رنگین نویسی، تزئین متن رنگین‌نویسی با نقوش تشعیری، حواشی مجدول الوان و حاشیه تشعیر، مکتب تزئین صفوی، رقم ابراهیم، محمد حسین، قرن ۱۰ ه‍. ق، ابعاد ۵/۳۷ × ۵/۲۴، ش. ر (گ/م: ۳۹۰)، ش. ا (۳۶۰۸ – ۱۹۶۳).

نگارخانه


[ چهارشنبه 15 مرداد 1399 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
گالری آثار خوشنویسی حسین غلامی (4) » آثار هنرمندان ایران - عزیزی هنر
[ چهارشنبه 15 مرداد 1399 ] [ 08:58 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
قدما - مطالب آثار میرزا كاظم
[ چهارشنبه 15 مرداد 1399 ] [ 08:57 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]

رستم‌علی خراسانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از رستم علی خراسانی)
پرش به ناوبریپرش به جستجو

مولانا رستم علی خراسانی از خوشنویسان و نستعلیق نویسان سده دهم هجری است.

او خواهرزاده کمال‌الدین بهزاد نقاش پر آوازه بود. خط نستعلیق را خوش می‌نوشت و در کتابت خفی و جلی مهارت داشت.[۱]

رستم‌علی به قولی در هرات نشو و نما یافت و در دربار سلطان حسین بایقرا به کتابت مشغول بود و پس از زوال سلطنت او به فارس رفت.[۲]

رستم علی در ابتدا برای بهرام میرزا صفوی کار می‌کرد پس از درگذشت این شاهزادهٔ صفوی، در سنین پیری، به‌مدت هفت سال در کتابخانه فرزندش ابوالفتح سلطان ابراهیم میرزا، در مشهد به‌کار کتابت مشغول بود.[۱] وی به همراه مولانا مالک دیلمی، محب‌علی (مسئول کتابخانه و پسرش)، شاه محمود نیشابوری، و ملا عیشی هروی مشغول نوشتن نسخه خطی هفت اورنگ جامی شد. این کتاب از مشهورترین نسخه‌های خطی است و اکنون در نگارخانه فری‌یر در واشنگتن است. اتمام این کتاب با بیست و هشت مینیاتوری که دارد نه سال طول کشید.[۳]

در کتاب «مناقب هنروران» آمده که از شاگردان سلطان‌علی مشهدی بوده‌است و مؤلف «قواعدالخطوط» شیوه او را به سلطان‌علی مشهدی نزدیک می‌داند.[۱] او را از نزدیکان شاه محمود نیشابوری ذکر کرده‌اند. از شاگردان برجسته او می‌توان به فرزند هنرمندش، محب‌علی نایی، اشاره کرد.[۲]

درمورد مکان و زمان درگذشت رستم‌علی اختلافاتی وجود دارد: عده‌ای معتقدند در هرات در جوار قبر کمال‌الدین بهزاد در سال ۹۴۲ ق دفن شده، و عده‌ای دیگر مدفن وی را در هرات و درگذشتش را در حدود سال ۹۳۵ تا ۹۴۲ ق ذکر کرده‌اند، اما مولف «گلستان هنر» مرقد وی را در جنب مزار سلطانعلی مشهدی دانسته و سال درگذشت وی را ۹۷۰ ق در مشهد ذکر کرده‌است.[۲]

پانویس


[ سه شنبه 14 مرداد 1399 ] [ 05:18 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
سرقت آثار تاریخی خوشنویسی از منزل دکتر قدیمی - قدس آنلاین | پایگاه ...
[ سه شنبه 14 مرداد 1399 ] [ 05:16 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
اثر استاد امیرخانی - زبان * خط * سخن * صفحه شخصی : ابوالقاسم آوند
[ سه شنبه 14 مرداد 1399 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
عضویت درارسال آثارخوشنویسی قدما‎ added... - عضویت درارسال ...
[ سه شنبه 14 مرداد 1399 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ حیدر امیرپور ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 580 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ

سلام عزیزان بازدید کننده
ممنون از اینكه از وبلاك خوشنویسی -هنر- حیدر امیرپور دیدن میفرمائید
باتشکر امیرپور
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات